وبلاگ رسمی علی ترکاشوند
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
[ دوشنبه 02 بهمن 1391 ] [ 23:50 ] [ xn--mgbuw8aq ]

یکی از کارشناسان شبکه ماهواره ای «نور» که از شبکه های ماهواره ای وهابیت هست و برای کوبیدن و زیر سوال بردن تشیع و باطل معرفی کردن اون راه اندازی شده، شبهه ای رو مطرح کرد که میخوام امروز جوابشو بدم چون ممکنه این شبهه، سوال خیلی از ماها هم باشه. این کارشناس به خیال خودش با این سوال تشیع رو زیر سوال برده. اون میگه:« این را خودتان میدانید هر امامی علم تمام ائمه قبلی را دارد علمشان کامل است، کم و زیاد نمی شود اما می بینیم، مذهب جعفری می گویند! چرا مذهب جعفری می گویند؟ چرا مذهب را به امام دوازدهم نسبت نمی دهند در احکام و فروع؟»

منم میگم راستی چرا ما امام صادق(ع) رو بعنوان رییس مذهب جعفری معرفی میکنیم؟مگه قبل از امام صادق(ع) بزرگوارانی چون امام علی(ع)،امام حسین(ع) و... سرپرستی و رهبری شیعیان رو بر عهده نداشتن،پس چرا ما امام صادق(ع) رو بعنوان رییس مذهب جعفری معرفی میکنیم؟؟

اگه میخواهید جواب رو متوجه بشید به بقیه ی عرایضم خوب دقت کنید تا متوجه بشید:

اولاً: همونطور که توی تاریخ اومده و اهل سنت و همه ی مسلمانها هم بهش اذعان دارن،مذاهب چهارگانه ( حنفی ، مالکی ، شافعی  و حنبلی ) در اهل تسنن در زمان امام صادق (ع) و بعد از ایشون شکل گرفته.

هر کدوم از این مذاهب چهارگانه به اسم رئیس و مؤسس اون نامگذاری شده و در مقابل این چهار مذهب اهل تسنن، نام مذهب جعفری با توجه به اینکه بزرگ و پیشوای این مذهب در این زمان  حضرت امام جعفر صادق(ع) بودن، برای مذهب شیعه متداول شد.


ثانیاً: نقل حدیث در زمان عمربن خطاب ممنوع شد و این ممنوعیت نقل حدیث تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه داشت. تا اینکه عمر بن عبدالعزیز این ممنوعیت رو برداشت.

توی این زمان دسترسی شیعیان به احادیث ناب نبوی و امامان معصوم قبلی، تنها و تنها از یک طریق امکان داشت و اونم دسترسی به امام معصوم زمان خودشون بود. چون صحابه پیامبر(ص) از بین رفته بودن و احادیثی هم که موجود بودن همه از لحاظ صحت،موثق نبودن چون احادیث زیادی به دستور معاویه و برای مبارزه با شیعیان،جعل شده بودن!

از این رو تنها منبع موثق،امامان شیعه بودن و چون لغو ممنوعیت نقل حدیث در زمان امام باقر و امام صادق علیهما السلام  انجام شد در اغلب کتب حدیث ما بیشترین احادیث رو به نقل از این دو بزرگوار میبینیم و بیشترین احادیثی که مبنای مسائل و احکام فقهی می باشند از این دو امام بویژه امام صادق (ع) نقل شده است.


ثالثاً:درگیری بین بنی امیه و بنی عباس برای تصاحب قدرت ،در زمان امام صادق(ع) رخ داد.

امام از فرصتهای به دست اومده، نهایت استفاده رو برای تبلیغ مذهب تشیع کرد و برای بیان احکام فقهی اسلام با تشکیل کلاسهای درس که تعداد دانشجویان ایشون رو در مدت امامتشون بالغ بر 4000 نفر ( ودر بعضی نقل ها تا 14000 نفر نقل شده است) میدونن، اقدام نمودن و حتی دو نفر از رؤسای مذاهب اهل تسنن یعنی ابو حنیفه و مالک بن انس نزد ایشون درس میخوندن .و شافعی و احمدبن حنبل هم از شاگردان شاگردان ایشون محسوب میشن.


به همین خاطره که با توجه به مطالب بالا و اوج گسترش معارف اسلامی و فقه و احکام اسلام بخصوص شیعه در زمان حضرت امام صادق (ع) ، مذهب شیعه از اون زمان به بعد به عنوان مذهب جعفری نامیده شد.



والسلام علی من اتبع الهدی


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 02 بهمن 1391 ] [ 23:50 ] [ xn--mgbuw8aq ]

ویژه نامه شهادت امام حسن عسکری (ع)

http://www.dte.ir/portal/Home/Default.aspx?CategoryID=d3de9cf8-7126-451e-abe7-9eee9e0f263d


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 02 بهمن 1391 ] [ 23:50 ] [ xn--mgbuw8aq ]

تا زنده ایم قدر هم را بدانیم

 بی خبر از حال هم بودن چه   سود؟                     بر مزار مردگان  خویش نالیدن چه سود

زنده را تا  زنده است  باید به فریادش رسید      ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟

گر نرفتی خانه اش تا زنده بود                       خانه صاحب عزا  تا صبح خوابیدن   چه سود

گر نپرسی  حال  من تا زنده ام                    بعد مرگم اشک و نالیدن  چه سود ؟


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 02 بهمن 1391 ] [ 23:50 ] [ xn--mgbuw8aq ]

عنوان موضوع فرعي سوم: احكام نماز
زبان: فارسي
نام خانوادگي نويسنده: نامشخص
عنوان مقاله: فصل اول وضو، غسل و تيمم.
چكيده مقاله: متن مقاله: وضو.
انواع وضو. 
دستور وضوي ترتيبي.
واجب اوّل.
واجب دوّم.
واجب سوّم.
واجب چهارم.
مسائل مخصوص وضوي ترتيبي. 
دستور وضوي ارتماسي. 
مشكلي در وضوىِ ارتماسي و راه حل آن.
مسائل مخصوص وضوي ارتماسي.
مسائل مشترك وضوي ترتيبي و ارتماسي.
توضيح.
فرق اين دو مسأله چيست.
شرايط وضو. 
شرط دوّم.
يادآوري.
شرط سوّم.
يادآوري.
شرط چهارم و پنجم.
يادآوري.
شرط ششم.
يادآوري.
شرط هفتم.
شرط هشتم.
نيّت چيست. 
يادآوري.
شرط دهم.
شرط يازدهم.
شرط سيزدهم.
يادآوري.
شرايط واقعي.
شرايط توجهي.
بعضي از مستحبات وضو. 
بعضي از مكروهات وضو. 
وضوي جبيره. 
1- جبيره چيست.
2- موارد وضوي جبيره.
3- دستور وضوي جبيره.
اگر جبيره در محل شستن باشد،
اگر جبيره در محل مسح باشد.
4- مواردي كه هم بايد وضوي جبيره گرفته و هم بايد تيمم نمايد.
5- مواردي كه فقط بايستي تيمم كرد.
6- مواردي كه بايد وضو گرفته و بهتر است تيمم هم بكند.
7) مواردي كه بايد تيمم كرده و بهتر است وضو هم بگيرد.
تذكرات مربوط به وضوي جبيره. 
چيزهايي كه براي آنها بايد وضو گرفت. 
يادآوري.
توضيح.
يادآوري.
بعضي از وضوهاي مستحبي. 
چيزهايي كه وضو را باطل مي كند. 
يادآوري.
يادآوري.




وضو.



انواع وضو.
تمام وضوها را به يكي از دو صورت مي توان انجام داد: 1 . وضوي ترتيبى؛ 2 . وضوي ارتماسى.


دستور وضوي ترتيبي.
در وضوي ترتيبي چهار چيز واجب است:.


واجب اوّل.
شستن صورت از رستنگاه مو، يعني از جايي كه موي سر بيرون مي آيد تا آخر چانه از طرف طول و عرض آن به مقداري كه بين انگشت وسط وشست قرار مي گيرد كه اگر مختصري از اين مقدار را نشويد، وضو باطل است و براي آنكه يقين كند اين مقدار كاملاً شسته شده، بايد كمي اطراف آن را هم بشويد و البته بايد توجه داشت كه اين مقدار بايستي از بالا به پايين شسته شود.


واجب دوّم.
شستن دست راست و بعد از آن دست چپ، از آرنج تا سرانگشتها، و براي آنكه يقين كند آرنج را كاملاً شسته، بايد كمي بالاتر از آرنج را هم بشويد؛ البته بايد توجه داشت كه اين قسمت را هم بايستي از بالا به پايين بشويد.


واجب سوّم.
مسح كردن يك قسمت از چهار قسمت سر - كه همان مقابل پيشاني است - با دست راست و هر جاي اين قسمت را به هر اندازه مسح كند كافي است؛ حضرت امام(ره) مي فرمايند: بنابر احتياط واجب جاي مسح شده از عرض يك انگشت كمتر نباشد؛ اگر چه احتياط مستحب آن است كه از درازا به اندازه درازي يك انگشت و از پهنا به اندازه پهناي سه انگشت بسته مسح نمايد. البته بايد توجه داشت كه مسح سر لازم نيست بر پوست آن باشد، بلكه بر موي جلو سر هم صحيح است و اما كساني كه موي سرشان به حدّي بلند است كه اگر شانه كنند از حد مسح خارج مي شود بايد بيخ موها يا پوست سر را مسح نمايند.


واجب چهارم.

مسح كردن روي پاها، اول پاي راست با دست راست و بعد پاي چپ با دست چپ، از سر يكي از انگشتها تا مفصل، ولي حضرت امام(ره) تا برآمدگي پاها را هم اجازه مي دهند، اين از نظر طول و اما از جهت عرض به هر اندازه باشد، كفايت مي كند، اگر چه به اندازه عرض انگشت كوچك باشد؛ ولي بهتر است به اندازه سه انگشت بسته و بهتر از آن مسح تمام روي پاست.

عروة الوثقى، في افعال الوضوء، مسأله‏49؛ تحريرالوسيله ج‏1، ص‏23؛ توضيح المسائل، مسأله‏237، 243، 245، 246، 249 تا 253.


مسائل مخصوص وضوي ترتيبي.
1- اگر دست را تر كند و به صورت و دستها بكشد، چنانچه تري دست به قدري باشد كه بواسطه كشيدن دست، آب كمي بر آنها جاري شود، كافي است.

توضيح المسائل، مسأله‏244.
2- اينكه گفته شد كه شستن صورت و دستها از بالا به پايين باشد، مراد آب ريختن نيست كه حتماً بايستي آب را هم مثلاً از رستنگاه مو بريزد، بنابراين اگر كسي آب را پايين تر از رستنگاه مو بريزد - ولي با دست تر شستن را از رستنگاه مو شروع كند - مانعي ندارد.

عروة الوثقى، احكام وضو، مسأله‏44.
3- شستن صورت در وضو لازم نيست كه حتماً با دست راست صورت گيرد.


دستور وضوي ارتماسي.
وضوي ارتماسي هم مانند وضوي ترتيبي چهار چيز واجب دارد منتها فرقش با وضوي ترتيبي در صورت و دستهاست كه در وضوي ترتيبي صورت و دستها به نيّت وضو شسته مي شد، ولي در وضوي ارتماسي صورت و دستها بايستي از بالا به پايين به نيّت وضو در آب فرو برده شده و يا به نيّت وضو از بالا به پايين از آب بيرون آورده شود.

توضيح المسائل، مسأله 261.


برچسب‌ها:
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 15:16 ] [ xn--mgbuw8aq ]
عنوان موضوع اصلي: فقه و حقوق
عنوان موضوع فرعي اول: توضيح المسائل
عنوان موضوع فرعي دوم: آيت الله سيستانى
زبان: فارسي
نام خانوادگي نويسنده: نامشخص
عنوان مقاله: مسايل مستحدثه
چكيده مقاله: متن مقاله: سپرده گذارى ـ قرض گرفتن . 

اعتبارات . 

نگهدارى كالا. 

فروش كالاهاى متروكه . 

كفالت بانكى . 

فروش سهام . 

فروش اوراق قرضه . 

حواله هاى داخلى و خارجى . 

جوايز بانك . 

و صول سفته . 

خريد و فروش ارز. 

اضافه برداشت . 

تنزيل برات . 

اشتغال در بانك . 

قرارداد بيمه . 

سرقفلى . 

احكام تشريح 

احكام پيوند. 

تلقيح مصنوعى . 

احكام كنترل جمعيت . 

حكم خيابانهايى كه دولت احداث مى كند. 

مسائلى درباره نماز و روزه . 

بليط هاى بخت آزمايى . 




(1) سپرده گذارى ـ قرض گرفتن 
بانكها ,سه نوع هستند :.

1 ـ خصوصى : كه سرمايه اش از اموال يك تن يا چند شخص سرمايه گذار تشكيل مى شود.

2 ـ دولتى : كه سرمايه اش از اموال دولتى است .

3 ـمشترك : كه از سرمايه دولت و بخش خصوصى , تشكيل مى شود.

مـسـالـه 1363 ـقرض كردن از بانكهاى خصوصى , با شرط پرداخت بيش از مبلغ قرض شده , ربا وحـرام اسـت و اگـر شـخـصـى بـه اين شكل قرض كند , اصل قرض صحيح و شرط باطل است و پرداخت و گرفتن مبلغ اضافه به عنوان و فاى به شرط حرام است .

مساله1364 ـ قرض گرفتن از بانكهاى دولتى , به شرط پرداخت سود , جايز نيست , زيراربا است و در آن تـفـاوتى ميان گذاشتن رهن و نگذاشتن آن نيست و اگر كسى با اين شرط از بانك دولتى قـرض كـنـد , قـرض و شرط آن , هر دو باطل است , زيرا بانك مالك اموال خود نيست تا آنها را به تمليك قرض گيرنده در آورد.

بـراى رهـايـى از اين اشكال , قرض گيرنده مى تواند مبلغ مورد نظر را از بانك به عنوان مجهول المالك بگيرد, البته احوط آن است كه اين كار با اجازه حاكم شرع باشد وپس از رجوع به حاكم براى اصـلاح آن , در آن تـصرف كند در اين حال دانستن اينكه بعدها , بانك اصل مبلغ و سود آن را قهرا دريـافت مى كند اشكالى و ارد نمى كند , و اگر بانك طلب خود را مطالبه كرد , پرداخت آن جايز است , زيرا كه نمى تواند از باز پرداخت آن خوددارى كند.

مساله 1365 ـ سپرده گذارى در بانكهاى خصوصى ـ به معناى قرض دادن به آنها ـ با شرط نكردن سـود , جايز است بدين معنا كه قرض دادن را متوقف برملزم داشتن بانك به پرداخت سود نكند نه آنـكه خود شخص , در درون خود بناى مطالبه سود ـ در صورتى كه بانك آن را نپرداخت ـ نداشته بـاشـد, زيـرا كـه بـناى برمطالبه چيزى با شرط نكردن قابل جمع است همچنان كه بناى مطالبه نكردن با شرطكردن قابل جمع است وشخص مى تواند چيزى را شرط نكند و خواستار آن گردد و ياشرط كند اما آن را مطالبه نكند.

مـسـالـه 1366 ـ سـپـرده گـذارى در بانكهاى خصوصى ـ به معناى قرض دادن به آنها ـ با شرط دريـافـت سـود , جـايز نيست , و اگر كسى چنين كند , اصل سپرده گذارى صحيح وشرط باطل اسـت , و اگـر بـانك سود را پرداخت كرد , او مالك نمى شود , ولى اگر مطمئن باشد كه مالكان بـانـك حتى در صورت علم به عدم مالكيت شرعى به تصرف او در اين مال (سود) راضى هستند , تصرف او اشكال ندارد , و غالبا چنين است .

مساله 1367 ـ سپرده گذارى در بانكهاى دولتى ـ به معناى قرض دادن به آنها ـ با شرط گرفتن سود , جايز نيست , و آن سود ربا است .

مـسـاله 1368 ـ بانكهاى مشترك ـ در مواردى كه گذشت ـ حكم بانكهاى دولتى رادارد و اموال مـوجـود در آن حكم اموال مجهول المالك را دارد و بدون رجوع به حاكم شرع تصرف در آن جايز نيست .

مـسـاله 1369 ـ آنچه در مورد حكم سپرده گذارى وقرض گرفتن از بانكهاى خصوصى و دولتى گـفـته شد , مربوط به بانكهاى دولتهاى اسلامى است , ليكن سپرده گذارى براى بدست آوردن سـود در بـانـكـهايى كه سرمايه شان متعلق به كافرانى است كه اموالشان محترم نيست ـ چه اين بـانـكها خصوصى باشند وچه دولتى يا مشترك ـ جايز است , زيرا گرفتن ربا از آنها جايز است , اما قـرض گـرفتن از آنها , به شرط پرداخت سود , حرام است و مى توان براى رهايى از آن , مال را به عـنـوان غـنـيـمت , نه به عنوان قرض , از بانك گرفت و بدون نياز به رجوع به حاكم شرع در آن تصرف كرد , هر چند بداند كه آنها اصل مال و سود را از او خواهندگرفت .

(2) اعتبارات 
اعتبار دو گونه است :


برچسب‌ها:
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 15:16 ] [ xn--mgbuw8aq ]

از حضرت امام حسن عسکری عليه السلام كه فرموده علامات مؤمن پنج چيز است. پنجاه و يك ركعت نماز گزاشتن كه مراد هفده ركعت فريضه و سى و چهار ركعت نافله است.
در هر شب و روز و زيارت اربعين كردن و انگشتر در دست راست كردن و جبين را در سجده بر خاك گذاشتن و بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن . در زيارت اربعين كه زيارت مى ‏كنى در هنگامى كه روز بلند شده باشد و مى ‏گويى‏:
السَّلاَمُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلاَمُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ‏
سلام بر تو اى ولى خدا و حبيب خاص خدا سلام بر تو اى دوستدار و محبوب و برگزيده خدا
السَّلاَمُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ
سلام بر بنده خالص فرزند بنده خاص خدا سلام بر حسين مظلوم شهيد راه خدا
السَّلاَمُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ‏
سلام بر آن اسير غم و اندوه و مصايب سخت عالم و كشته آب چشمان
اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ‏
پروردگارا من گواهى مى ‏دهم كه آن حضرت ولى تو و فرزند ولى توست و برگزيده تو و فرزند برگزيده توست كه به لطف و كرمت رستگار شد
أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلاَدَةِ
تو او را به فيض شهادت گرامى داشتى و به سعادت مخصوص گردانيدى و به پاكى نسل برگزيدى
وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ
و او را امام بزرگى از بزرگان عالم و پيشوايى از پيشوايان الهى جهان قرار دادى و مدافع از اسلام مقرر داشتى و ميراث تمام پيمبران را به او عطا كردى
وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ‏
و او را از جانشينان پيغمبر و حجت خود بر خلق گردانيدى او هم در اتمام حجت بر خلق رفع هر عذر از امت كرد و اندرز و نصيحت امت را با عطوفت و مهربانى انجام داده
وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلاَلَةِ
و خون پاكش را در راه تو به خاك ريخت تا بندگانت را از جهالت و حسرت و گمراهى نجات دهد
وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ‏
و مردمى كه مغرور دنيا شدند و بهره آخرت شان را به متاع ناچيز پست دنيا فروختند و ظلم و جور كردند
وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ‏
و در پيروى هواى نفس هلاك شدند و تو را و پيغمبرت را به خشم و غضب آوردند
وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ (لِلنَّارِ)
و از آن بندگانت كه از اهل شقاق و نفاق و دشمنى با تو بودند پيروى كردند در صورتى كه آن ها حامل بار سنگين گناه و معاصى و مستوجب آتش دوزخ بودند
فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُهُ‏
پس اين امام بزرگوار با آن ستمكاران در راه تو جهاد كرد و به اخلاص كامل صبر و تحمل كرد و مشقت بسيار كشيد تا آن جا كه در راه طاعتت خون پاكش به خاك ريخت و حريم مطهر و هتك حرمت خاندان پاكش را مباح شمردند
اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِيلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً
پروردگارا تو آن قوم ستمكار ظالم را لعن شديد كن و به عذاب سخت دردناك معذب ساز
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ
سلام بر تو اى فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و فرزند سيد اولياء و اوصياء پيغمبر خدا
أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِينُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مُتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيداً
گواهى مي دهم كه تو امين وحى خدايى و فرزند امين حق همه عمر با سعادت در جهان زيستى و با ثناى حق درگذشتى و از دنيا رحلت كردى و مظلوم و شهيد راه حق گشتى
وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ‏
و باز گواهى مي دهم كه خداى متعال وعده‏اى كه به تو داده ‏است به آن البته وفا كند و آنان كه تو را خوار و مضطر گذاشتند همه را هلاك كند و قاتلانت را عذاب سخت چشاند
وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِاللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ‏
و باز گواهى مي دهم كه تو به عهد خدا وفا كردى و در راه خدا همه عمر جهاد كردى تا هنگام رحلتت فرا رسيد
فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ‏
پس خدا لعنت كند آنان كه تو را كشتند و يا درباره تو ظلم و ستم كردند و باز خدا لعنت كند آن كس را كه به قتل و ظلم تو چون شنيد راضى و خوشنود گشت
اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ‏
پروردگارا من تو را گواه مى ‏گيرم كه من دوست آن حضرت و دوست دوستداران او هستم و دشمن با دشمنان او
بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلاَبِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ (الطَّاهِرَةِ)
پدر و مادرم فداى تو اى فرزند رسول خدا گواهى مى ‏دهم كه تو نورى در اصلاب پدران عالي مرتبه و ارحام مادران پاك طينت بودى
لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا
و ان جا است جاهليت تو را آلوده نساخت و جامه ‏هاى تيره ظلمانى اعصار جاهليت تو را نپوشانيد
وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ أَرْكَانِ الْمُسْلِمِينَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِينَ‏
و باز گواهى مى ‏دهم كه تو محققا از اركان دين خدايى و اصل و اساس آيين مسلمين و پناه و نگهبان اهل ايمان
وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ الْهَادِي الْمَهْدِيُ‏
و باز گواهى مى ‏دهم كه تويى محققا پيشواى نيكوكار با تقواى پسنديده صفات پاك و پاكيزه ذات و هدايت كننده خلق و هدايت يافته به حق
وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلاَمُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا
و باز گواهى مى ‏دهم كه نه تن از امامان امت كه از فرزندان تواند همه با روح تقوى و راهنماى طريق حق و رشته محكم ايمان خلق و حجت خدايند بر تمام اهل دنيا
وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي‏
و شهادت مى ‏دهم كه من به امامت و حقانيت شما ايمان و به رجعت شما يقين دارم و در شروع به آيين و ختم كارم
وَ قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ‏ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ عَدُوِّكُمْ‏
و قلبم تسليم قلب پاك شما و همه كارم پيرو امر شماست و ياريم تا خدا اذن دهد براى شما مهيا است پس البته با شما هستم نه با دشمنان شما
صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ (أَجْسَامِكُمْ)
درود خدا بر شما و بر جسم و جان پاك شما باد
وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ‏
و درود خدا بر شما باد از حاضر و غايب شما و بر ظاهر و بر باطن شما باد اى پروردگار عالميان عالم اين دعاى مرا اجابت فرماى.
پس دو ركعت نماز مى ‏كنى و دعا مى ‏كنى به آن چه مى‏ خواهى و برمى‏ گردى‏.

مولف: شیخ عباس قمی

منابع: 


برچسب‌ها:
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 15:16 ] [ xn--mgbuw8aq ]
بدون نیاز به هیچ نرم افزاری و فقط با استفاده از ویندوز 7 می توانید بر روی فلش مموری، هاردهای اکسترنال و درایوهای رایانه شخصی خود رمزگذاری کنید.
به گزارش خبرنگار دریچه فناوری اطلاعات باشگاه خبرنگاران، امروزه حجم عظیمی از اطلاعات مانند فایل ها و تصاویر شخصی توسط فلش مموری ها منتقل می شوند اما استفاده گسترده از این وسیله و اندازه کوچک آن گاهی خطر گم شدن یا به سرقت رفتن را نیز به همراه دارد.
برای جلوگیری از دستیابی افراد دیگر به فایل های موجود در فلش مموری شما راهکاری را آموزش می دهیم که به کمک آن می توانید این وسیله را رمزگذاری و ایمن کنید.


برچسب‌ها:
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 15:16 ] [ xn--mgbuw8aq ]



خونی (قرمز) رنگ شدن خاك تربت کربلا در موزه حرم امام حسین علیه السلام + عکس و فیلم 

دانلود فیلم اول
 
دانلود فیلم دوم

قطعه ای از خاک کربلا که در موزه حرم امام حسین علیه السلام نگهداری می شود و ظهر عاشورا به رنگ قرمز تغییر رنگ داد و شبکه کربلا این لحظه رو به صورت مستقیم پخش کرد.

فضیلت و آثار و بركاتی كه برای تربت حسینی است، برای هیچ تربتی و قطعه‏‌ای از قطعات زمین نیست. خاك كربلا قطعه‏‌ای از بهشت است كه خداوند قادر متعال به واسطه قدردانی از یك فداكار در راه دین كه تمام هستی خود را فدا كرده، در آن خاك، بركت و فضیلت و شفا قرار داده است.

 
كربلایش قطعه‌‏ای از جنت است‏ باب نور و باب لطف و رحمت است‏
 
چرا تنها این خاك دارای چنین ویژگی‌ها و آثار و بركات است؟
 
باید گفت: هر چیزی كه در این عالم، شرافت ظاهری و یا معنوی پیدا می‏‌كند، یا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتی است، و یا به خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمی است كه به آن شرافت و بركت داده است


برچسب‌ها:
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 15:16 ] [ xn--mgbuw8aq ]
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 15:16 ] [ xn--mgbuw8aq ]
صفحه قبل1...1213141516...64صفحه بعد
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو مطالب
تیر 1394
خرداد 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 اردیبهشت 1393 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران