|
وبلاگ رسمی علی ترکاشوند | ||
|
برچسبها: [ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 20:31 ] [ xn--mgbuw8aq ]
برچسبها: [ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 20:24 ] [ xn--mgbuw8aq ]
همکاران عزیز دین و زندگی استان همدان
و سرگروه های محترم نواحی و مناطق ۱۹ گانه :
لطفا در زمینه های ذیل ابتدا برای همکاری خود اعلام آمادگی نموده و سپس آثار خود را تا تاریخ 15 آذر به گروه معارف ناحیه ارسال نموده تا گروه مربوطه به استان ارسال نماید . کتاب دین و زندگی سال چهارم : نقددرس ۱۰ کتب دین و زندگی ۱ و ۲ و ۳ : حکایت ها - تمثیل های مرتبط با موضو عات درسی
برچسبها: [ یکشنبه 07 اسفند 1390 ] [ 15:36 ] [ xn--mgbuw8aq ]
به اطلاع همکاران می رساند که در دومین جلسه گروههای آموزشی در اسفند ماه، کارگاه پلورالیزم(کثرت گرایی) برگزار می گردد.
برچسبها: [ یکشنبه 07 اسفند 1390 ] [ 15:36 ] [ xn--mgbuw8aq ]
برچسبها: [ یکشنبه 07 اسفند 1390 ] [ 15:36 ] [ xn--mgbuw8aq ]
برچسبها: [ یکشنبه 07 اسفند 1390 ] [ 15:36 ] [ xn--mgbuw8aq ]
متن سوال: چرا در بيانات امام علي (ع ) آمده است كه از مشورت با زنان بپرهيزيد ؟ متن پاسخ:
در بند پاياني نامه شماره 31 نهج البلاغه امام علي(ع) خطاب به امام حسن(ع) چنين ميخوانيم : « از مشاوره با زنان (هوسباز) بپرهيز كه نظريه آنها ناقص و تصميمشان ناپايدار است و از طريق حجاب مشاهد زنان را بپوشان! زيرا حجاب و پوشش، آنها را سالمتر و پاكتر نگاه خواهد داشت، خارج شدن و بيرون رفتن آنها بدتر ازاين نيست كه افراد غير مطمئن را در بين آنان راه دهي. اگر بتواني كه غير از تو ديگري را نشناسند اين كار رابكن». «به زن بيش از حد خود تحميل مكن! زيرا زن ،همچون شاخه گلي است.نه قهرمان خشن، احترامش را به حدي نگهدار كه او را به فكر نيندازد كه براي ديگري شفاعت كند. بر حذر باش از اينكه در غير جايي كه بايد غيرت به خرج داد اظهار غيرت كني، (كه نشانه سوء ظن تو نسبت به او باشد) زيرا اظهار بي اعتمادي و سوءظن، زنان را به ناپاكي و بيگناهان را به آلودگي سوق ميدهد».(نهج البلاغه ترجمه محمد رضا آشتياني و محمد جعفر امامي) اينكه آن حضرت ميفرمايند: ...اياك و مشاورة النساء... كاملاً روشن و بديهي است كه مرادشان همه زنها نيست. اشتباه نويسنده مقاله «زنبور» آن است كه سخن آن حضرت را به همه زنان تعميم ميدهد، در حالي كه مقصود آن حضرت زن هاي كم خرد و تبهكار و تهي مغزي است كه دل به زخارف فريبنده دنيا بسته و چشم از حقايق برتر فروبستهاند. ممكن است اين سؤال پديد آيد كه اين قيد از كجا آمده، در حالي كه ظاهر سخن آن حضرت مطلق است و در آن قيد و شرطي ديده نميشود؟ پاسخ: حل مشكل در يك مسأله «روش شناختي و متدلوژيك (Methodologic) نهفته است كه عالمان ديني از ديرباز به توضيح آن پرداختهاند. بررسي جامع اين مسأله در علم «اصول الفقه» به عمل آمده و تبيين آن از حوصله اين نوشتار خارج است. ليكن به طور مختصر ميتوان گفت كه قيود در نصوص ديني اقسام مختلفي دارد: 1 - قيود عقلي و لبي 2- قيود لفظي قيود لفظي نيز به دو دسته تقسيم ميشوند: 1- قيد متصل 2- قيد منفصل. بنابراين اگر قيد لفظي متصلي در اين كلام ديده نميشود، از نظر لبي مقيد است. از اين رو شامل زن هاي ضميرآگاه، رازدار و شايسته نميشود. افزون بر آن ادله لفظي منفصلي نيز در تقييد اين سخن وجود دارد، چنانكه پيامبر(ص) فرمودند: «پيرامون دخترانتان با زنها مشورت كنيد». از محتواي اين سخن به دست ميآيد كه در هر مورد زنان از آگاهي، بينش يا تخصص بهرهمند باشند ميتوان با آنان رايزني كرد و از نظراتشان بهرهمند شد. در رابطه با اين فراز كه «اگر بتواني كاري كني كه جز تو را نشناسند، چنين كن» بايد گفت: يكي از اصول مسلم اسلام حاكميت عفاف و تقوي در جامعه اسلامي است. يكي از بهترين و سالم ترين راهها براي پاسداشت عفت و سلامت معنوي جامعه، خودداري از آميزش و اختلاط لجام گسيخته و بدون كنترل زن و مرد است، زيرا فقدان نظم و قانونمندي در اين رابطه موجب گسترش عوامل تحريك كننده و انگيزاننده به سوي شهوات و تمنيات نفساني است. ازاينرو اهتمام بليغ در نظام بخشيدن و سامانمند ساختن روابط زن و مرد و برقراري نوعي «پرهيز كن!» درحد معقول و منطقي، ريشه بسياري از ناهنجاريها و مفاسد را ميخشكاند. به عبارت ديگر اين سخن حضرت علي(ع) تكيه بر اصل تقدم پيشگيري بر درمان است. از طرف ديگر ايشان قرائن كلامي مطلب فوق، نشانگر آن است كه مقصود از اين سخن عدم ارتباط زن با افراد نامطمئن است كه چه بسا خيالات نادرستي در برخورد با زنان در سر مي پرورانند. به عبارت ديگر سفارش حضرت آن است كه اين گوهر گرانبها را در صدف بپوشان و ازآسيبرساني مردان هوسباز و كامجو مصون بدار. براي آگاهي بيشتر ر. ك: به سوي مدينه فاضله، آيتاللّه كريمي جهرمي. شايان ذكر است كه اين توصيه برخلاف پندار عوامانه مانع حضور فعال و نقش اجتماعي زن نيست، بلكه بر عكس مستلزم فعاليتهاي علمي و عملي بسيار وسيع و گسترده زنان در همه امور است به عبارت ديگر اين سخن متضمن ايجاد بستر سالم و مناسبي براي ايفاي رسالت اجتماعي زنان است. زيرا لازمه اينكه زن مسلمان نخواهد در معرض رويارويي با نامحرمان قرار گيرد اين است كه در اكثر نيازهاي اجتماعي به خودكفايي برسد. براي مثال:براي تأمين نيازهاي پزشكي بايد به قدر كافي پزشك متخصص زن تربيت كرد و براي تربيت آنان بايد دانشگاه مخصوص و استاد زن داشت.اين مسأله موجب ميشود زنان در اكثر امور پا به پاي مردها رشد وبالندگي يابند و سيماي زن عفيف، دانشمند، فعال و پوياي مسلمان را در عرصههاي مختلف به نمايش گذارند، وبه جهانيان بفهمانند كه دين و دينداري مانع رشد و موجب خانهنشيني نيست؛ بلكه حضور زن در جامعه را شكل و محتوايي سالم ميبخشد؛ نه مانند جامعه غربي كه دستاويزي براي كامجويي مردهاي شهوتپرست و ابزاري براي تجارت سوداگران و تبليغ كالاهاي سرمايهداران ميشود. در حكمت 58 نهج البلاغه آمده است: المرأة عقرب حلوةُ اللَسعة ؛ زن عقربي شيرين نيش است. شبيه اينگونه تعابير در نصوص ديني نسبت به امور ديگر مانند «دنيا» نيز وجود دارد. اينگونه بيان نوعي صنعت ادبي به نام «مجاز در اسناد» است، يعني حكم چيزي را به چيز ديگر اسناد دادن. مثلاً :در علائم راهنمايي و رانندگي گاه به علامت «پيچ خطرناك» برخورد ميكنيم، در حالي كه پيچ به خودي خود هيچگونه خطري ندارد؛ آنچه خطرناك است عبور از آن با سرعت غير مجاز است. روايات فوق نيز در واقع هشدار به مردها نسبت به خطر زن بارگي ودنياپرستي است. يعني زن بارگي، دنيا پرستي و فرو غلطيدن در گرداب شهوت، ظاهري نوشين و باطني نيشآلود دارد. پس خطر اصلي از كف نهادن كنترل نفس در رويارويي با زنان و مطامع دنياوي است. درباره حكمت 230 نهج البلاغه؛ ديدگاه ما اين است كه اين روايت جعلي و فاقد اعتبار است، زيرا مفاد ظاهري آن با اصول اسلامي و چشم انداز قرآن نسبت به زن منافات داشته و با آموزههاي مسيحي سازگار است. بنابراين ميتوان گفت كه اين روايت از جمله اسرائيليات است و اگر از نظر سند هم مخدوش نباشد، از نظر متني و محتوايي ناموثق و ازاموري است كه بر اساس روايت امام صادق(ع) بايد به ديوار زده شود. خطبه 152 نيز مانند خطبه 79 كليت ندارد و اختصاص به زنهايي دارد كه داراي ويژگيهاي نامطلوب هستند و از غيرآنان انصراف دارد. در انتهاي بررسي سخنان نهج البلاغه توجه به چند نكته ضروري است: 1- چنانكه در قسمت دوم بيان شد، برخي از توصيفات موجود در كلام اميرالمؤمنان(ع) مقيد و مربوط به گروه خاصي است و كليت ندارد؛و نسبت به زمان خود اميرمؤمنان(ع) و چه نسبت به ديگر زمانها. عدم شمول و كليت آن به معناي اين نيست كه حضرت از دست يك زن عصباني بوده و همه زنان را تحقير نمودهاند. بلكه اساسا نوعي تيپشناسي (Typology) در بين جامعه زنان است كه مشابه آن در مردها نيز وجود دارد، يعني در هر زمان و هر جامعهاي ممكن است چنان زناني وجود داشته باشند، ازاينرو سخن آن حضرت مربوط به زماني معين نيست، بلكه مربوط به همه زمانها است ولي در هر زمان گروه خاصي از زنها را شامل و از ديگر زن ها منصرف است. براي آگاهي بيشتر در اين زمينه ر.ك:اسلام و مقتضيات زمان، شهيد مطهري برچسبها: [ یکشنبه 07 اسفند 1390 ] [ 15:36 ] [ xn--mgbuw8aq ]
متن سوال: سادات اگر گناهي مرتكب شوند،در روز جزا با آتش عذاب مي شوند يا با زمهرير؟ مقصود از زمهرير چيست ؟و آيا گناه سادات دو برابر گناه غير سادات محاسبه مي شود؟ متن پاسخ: كلمه زمهرير فقط يك بار در قرآن به كار رفته است . در سوره دهر درباره پاداش ابرار و نيكان فرموده : در اين آيه كلمه زمهرير به معناي سرما آمده است . در لغت نيز زمهرير به معناي سرماي شديد يا شدّت غضب يا سرخ شدن چشم بر اثر خشم است . از اين آيه استفاده نمي شود كه زمهرير جايگاهي براي عذاب باشد، ولي در روايات زمهرير را يكي ازجايگاههاي عذاب مطرح كرده كه بر خلاف جهنم , از شدت سرماي شديد در عذابند. در حديثي آمده است كه در جهنم نقطه اي وجود دارد كه از شدّت سرما اعضاي بدن از هم متلاشي مي شود.(1) از رسول خدا(صلي الله عليه و آله)نقل شده : آتش ، شكايت به پروردگار بُرد. خداوند اجازه دو نفس كشيدن به جهنم داد. يك نفس در زمستان و يك نفس در تابستان مي كشد. گرمي تابستان از گرماي جهنم سرچشمه مي گيرد و سرماي زمستان از زمهرير جهنم سرچشمه مي گيرد.(2) در روايات مطلبي يافت نمي شود كه زمهرير مخصوص سادات گناهكار باشد و اطلاق آيات عذاب شامل سادات و غير سادات مي شود. دهخدا در لغت نامه گفته است : عوام گمان برند كه گناهكاران از سادات (اولاد رسول) را به جايي كه سرد است ونامش زمهرير است مي برند.(3) سادات دو عنوان دارند. در يك عنوان مانند بقيه مردم هستند و به اندازه آنان محاسبه و مجازات مي شوند. گناه آنان مانند گناه ديگران و ثواب آنان مانند ثواب ديگران است . عنوان دوم سادات: اين است كه آنان انتساب به پيامبر و امامان دارند و در ديد مردم داراي مزيت هستند و از آنان توقع و انتظار نيكوكاري دارند و بدي و زشتي را از آنان نمي پسندند. همان طور كه علماي دين داراي دو عنوان هستند, يا زنان پيامبر داراي دو عنوان هستند. در يك عنوان با ساير مردم مساوي هستند و در عنوان ديگر انتساب آنان به دين و پيامبر است كه خوبي آنان باعث مزيد ثواب و بد كردن آنان باعث مزيد عذاب مي شود. امام رضا (ع) وقتي كه برادرش (زيدالنار) را ديد كه از خود تعريف مي كند و به سيادت خود مغرور شده فرمود:« ای زید! حرف افراد پست کوفه تو را گول زده است. آنها گفته اند چون از فرزندان فاطمه زهرا(س) هستی، آتش بر تو حرام است. به خدا قسم این درباره امام حسن و امام حسین و سایر فرزندان فاطمه است. ای زید، اگر روز قیامت تو و پدرمان موسی بن جعفر(ع) را بیاورند و تو گناهکار باشی، وارد بهشت شوی و پدرت موسی بن جعفر را هم که اطاعت خدا کرده، روزها روزه گرفته و شبها به عبادت قیام نموده، داخل بهشت کنند، تو نزد خداوند گرامیتر و عزیزتر از موسی بن جعفر خواهی بود!؛ چرا که تو بدون زحمت وارد بهشت شده ای! ای زید! تقوای خدا را پیشه خود کن هر کس تقوی نداشته باشد، از ما نیست. جدّ ما، امام سجاد(ع) فرمود:« هر کس از اهل بیت کار نیک کند پاداشش دو برابر است و هر کس مرتکب گناه شود، عقوبت و عذابش دو برابر خواهد بود.» زید گفت:« اما من برادر شما و پسر پدر شما هستم. » حضرت رضا علیه السلام فرمود:« تو برادر من هستی، مادام که خدای تعالی را اطاعت کنی. اما هرگاه به معصیت خداوند دست زدی، دیگر بین من و تو برادری نیست. مگر در قرآن نخوانده ای؟ حضرت نوح علیه السلام به خداوند عرض کرد:« خدایا پسر من از خانواده من است.» ولی خداوند فرمود:« یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح»؛ (سورهی هود، آیهی 46و45) (ای نوح! او از خانواده و اهل تو نیست.) خداوند به علّت عمل زشت او و معصیتش او را از خانواده نوح خارج ساخت. ای زید، تو هم اگر خدا را اطاعت کنی، از ما اهل بیت هستی و اگر معصیت کنی از اهل بیت خارج می شوی.4» (پـاورقي 1.تفسير نمونه , ج 25 ص 363 به نقل از درّ المنثور, ج 6 ص 300 (پـاورقي 2.همان , ج 8 ص 283 (پـاورقي 3.بهاءالدين خرمشاهي , دانشنامهء قرآن . (پـاورقي 4.بحارالانوار، ج 49، باب 16، ص 1و 2 و 3 و 4 و 10. برچسبها: [ یکشنبه 07 اسفند 1390 ] [ 15:36 ] [ xn--mgbuw8aq ]
متن سوال: چرا در اسلام به زن اجازه قضاوت داده نشده است ؟ متن پاسخ:
مشهور فقها يكى از شرايط قضاوت را «مرد بودن» مى دانند. علتى كه براى اين امر ذكر مى كنند،عاطفى و احساساتى بودن زن است که ممکن است در قضاوت او تاثیر بگذارد و مستند نظر آن ها روايتى است كه در آن آمده : «... بر زن واجب نيست متولى قضاوت شود.»(1) مطلب مهم راجع به قضاوت زن كه نبايد مورد غفلت قرار گيرد، اين است كه در حديث مزبور تكليف شاق و صعب قضاء، از زن برداشته شده نه آن كه او را از حق قضاء محروم نموده باشد. گروهى از فقهاى بزرگ شيعه مانند:قاضى ابن البراج , محقق (ره ) صاحب شرايع الاسلام , علامه (ره ) در قواعدالاحكام و عده اى از بزرگان متأخر مانند:صاحب جواهر و شيخ انصارى و آقا ضياء عراقى و بسيارى ديگر از فقها ذكورت را براى قضا شرط دانسته اند.(2) اما برخى ديگر از فقهاى شيعه،مانند شيخ مفيد(ره ) در كتاب مقنعه؛عقل ، كمال ،علم به كتاب الهى و سنت معصومان را براي قضاوت شرط دانسته و نظير شيخ طوسى (ره ) در كتاب <نهايه > و مفيد در <مقنعه > نامى از اشتراط مرد بودن يا امتناع زن بودن نبرده اند .برخى ديگر از فقها نيز مانند ابن ادريس و ابن سعيد بر اين نظريه هستند.(3) توضيح : اين گونه مسئوليتها به جز مشقت و زحمت، فايده ديگرى ندارد،اگر كسى اينها را به خاطر دنيا و مقام و پول بخواهد، ضد ارزش است، و اگر براى خدا بخواهد، خداوند ثواب اين گونه كارها را به زنانى كه به وظائف خود عمل ميكنند،مىدهد. شبيه اين مطلب در تاريخ اسلام هست كه زنان مدينه يك نماينده نزد پيامبر فرستادند كه مردان به جبهه مىروند و آن همه مقامهاى معنوى كسب مىكنند و يا به شهادت كه فوز عظيم است مىرسند، اما زنها به اين گونه ثوابها نمىرسند. حضرت رسول(ص) فرمود: «جهاد المرئة حسن التّبعل؛ جهاد زن اين است كه خوب شوهردارى كند». اگر زنى به عشق معنويت و كمالات غصه مىخورد كه چرا اين مقامات مخصوص مردان است و به ما زنان نمىدهند؟ جوابش اين است كه اگر زنان اخلاق داشته باشند و به وظائف خود خوب عمل كنند، همان ثواب و كمالات را دارند. اسلام كه اين گونه مسئوليتها را به مردها داده، از آن رو است كه اينها وظائف سنگين اجتماعى است و زنان از عهده آنها به طور كامل برنمى آيند يا به خاطرآن است كه زنها كمتر در جامعه حضور پيدا كنند و يا اين است كه مردان از روحيه بالاتري برخوردارند و عملا زنان توانائي اين كار مشكل را ندارند. پاورقی: 1)- وسائل الشيعه , كتاب القضاء, باب 2 از ابواب صفات القاضى , ح 1 2)- جوادى آملى، عبداللّه , زن در آينهء جلال و جمال , ص 348 و 349 3) همان , ص 348 برچسبها: [ یکشنبه 07 اسفند 1390 ] [ 15:36 ] [ xn--mgbuw8aq ]
کودکی پیامبر اسلام
برچسبها: [ یکشنبه 07 اسفند 1390 ] [ 15:36 ] [ xn--mgbuw8aq ]
|
خرداد 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 اردیبهشت 1393 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 | |
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||