|
وبلاگ رسمی علی ترکاشوند | ||
|
داستان عاشقانه کلاغ ! (جالب) یه روزی آقای کلاغ ، ***** یا به قول بعضیا زاغ رو دوچرخه پا میزد، ***** رد شدش از دم باغ
پای یک درخت رسید ،***** صدای خوبی شنید نگاهی کرد به بالا ،***** صاحب صدا رو دید یه قناری بود قشنگ ، *****بال و پر ، پر آب و رنگ وقتی جیک جیکو میکرد ،***** آب میکردش دل سنگ
قلب زاغ تکونی خورد ،***** قناری عقلشو برد توی فکر قناری ، ***** تا دو روز غذا نخورد
روز سوم کلاغه ، ***** رفتش پیش قناری گفتش عزیزم سلام ، ***** اومدم خواستگاری
نگاهی کرد قناری ، ***** بالا و پایین، راست و چپ
پوزخندی زد به کلاغ ،***** گفتش که عجب! عجب
منقار من قلمی ،***** منقار تو بیست وجب
واسه چی زنت بشم؟***** مغز من نکرده تب
کلاغه دلش شیکست ،***** ولی دید یه راهی هست
برای سفر به شهر ،***** بار و بندیلش رو بست
یه مدت از کلاغه ،***** هیچ کجا خبر نبود
وقتی برگشت به خونه *****از نوکش اثر نبود
داده بود عمل کنن ، ***** منقار درازشو
فکر کرد این بار میخره ،***** قناریه نازشو
باز کلاغ دلش شیکست ،***** نگاه کرد به سر و دست
آره خب، سیاه بودش! ***** اینجوری بوده و هست
دوباره یه فکری کرد ، ***** رنگ مو تهیه کرد
خودشو از سر تا پا ،*****رفت و کردش زرد زرد
رفتش و گفت: قناری!***** اومدم خواستگاری
شدم عینهو خودت ،***** بگو که دوسم داری
اخمای قناریه ،***** دوباره رفتش تو هم
کلهمو نگاه بکن ،***** گیسوهام پر پیچ و خم
موهای روی سرت ،***** وای که هست خیلی کم
فردا روزی تاس میشی!***** زندگیمون میشه غم
کلاغ رفتش خونه *****نگاه کرد به آیینه
نکنه خدا جونم !*****سرنوشت من اینه؟!
ولی نا امید نشد ،*****رفت تو فکر کلاگیس
گذاشت اونو رو سرش ، *****تفی کرد با دو تا لیس
کلاه گیسه چسبیدش ،***** خیلی محکم و تمیز
روی کلهی کلاغ ،***** نمیخورد حتی لیز
نگاه که خوب میکنم ،***** میبینم گردنتو
یه جورایی درازه ، ***** نمیشم من زن تو
کلاغه رفتشو من ،***** نمیدونم چی جوری
وقتی اومدش ولی ، ***** گردنش بود اینجوری
خجالت نمیکشی؟*****واسه گوشتای شیکم!؟
دوست دارم شوهر من ، *****باشه پیمناست دست کم!
دیگه از فردا کلاغ ،*****حسابی رفت تو رژیم
میکردش بدنسازی ، *****بارفیکس و دمبل و سیم
بعدش هم میرفت تو پارک ،*****میدویید راهای دور
آره این کلاغ ما ،*****خیلی خیلی بود صبور
واسه ریختن عرق ، *****میکردش طناببازی
ولی از روند کار ، *****نبودش خیلی راضی
پا شدی رفتش به شهر ،***** دنبال دکتر خوب
دو هفته بستری شد ، *****که بشه یه تیکه چوب
قرصای جور و واجور ،*****رژیمای رنگارنگ
تمرینهای ورزشی ، *****لباسای کیپ تنگ
آخرش اومد رو فرم ،*****هیکل و وزن کلاغ
با هزار تا آرزو ، *****اومدش به سمت باغ
وقتی از دور میومد ، *****شنیدش صدای ساز
تنبک و تنبور و دف ، *****شادی و رقص و آواز
دل زاغه هری ریخت !***** نکنه قناریه؟
شایدم عروسی *****بازای شکاریه
دیدش ای وای قناری ، *****پوشیده رخت عروس
یعنی دامادش کیه؟*****طاووسه یا که خروس؟
هی کی هست لابد تو تیپ ، *****حرف اولو میزنه!
توی هیکل و صورت ، *****صد برابر منه
کلاغه رفتشو دید ،*****شوهر قناری رو
شوکه شد ، نمیدونست، *****چیز اصل کاری رو!
میدونین مشکل کار ،***** از همون اول چی بود؟
کلاغه دوچرخه داشت ،*****صاحب بی ام و نبود
برچسبها: [ دوشنبه 25 مهر 1390 ] [ 11:21 ] [ xn--mgbuw8aq ]
|
خرداد 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 اردیبهشت 1393 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 | |
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||