|
وبلاگ رسمی علی ترکاشوند | ||
|
بسمه تعالی
ربا
نویسنده: معصومه گل هاشم شهرستان سمنان مرکز پیش دانشگاهی الزهرا(س) فهرست مطالب عنوان ........................................................................................ صفحه مقدمه .............................................................................................. 1 تعريف و انواع ربا ................................................................................ 2 تحريم ربا در قرآن مجيد ........................................................................ 3 تحريم ربا در احاديث و روايات ................................................................ 4 نظرات امام فخر رازي درباره بهره (ربا)...................................................... 4 تفاوت ميان بهره و ربا .......................................................................... 6 تفاوت بين ربا و سود ........................................................................... 6 تفاوت بيع و ربا ................................................................................... 7 تفاوت بیع و ربا به صورت اجمالی............................................................ 9 تفاوت دادوستد و ربا ......................................................................... 10 ارتباط آيات ربا با آيات صدقات ............................................................... 11 سودچيست ؟ و چگونه مي توان از آن منتفع شد ؟ .................................. 12 مراحل حذف ربا از سيستم بانكي ........................................................ 12 كراهيت و تنفر اسلام نسبت به سيستم منفور ربا ................................... 13 نتیجه گیری...................................................................................... 15 فهرست منابع................................................................................... 16
چکیده : خداوند ربا را حرام کرده تا مردم از حرام به سوی حلال و به سوی تجارت و خرید و فروش روی آوردند. در این مبحث به تعریف ربا از نظر لغوی و اسلام میپردازیم سپس با انواع ربا (معامله ای و قرضی) آشنا شده شرایط آن را میشناسیم و بعد سراغ دلایل و ادله تحریم ربا در قرآن مجید و سخنان معصومین(ع) میرویم. برای اینکه شبهه ای بین ربا با بهره و سود و بیع باقی نماند به تفاوتهای آن میپردازیم و مراحل و دلایل حذف ربا از سیستم بانکی را توضیح میدهیم. در آخر به صورت اجمالی کراهت و تنفر اسلام نسبت به ربا را مطرح میکنیم.
مقدمه : مسائل و احكام اسلامي برمبناهائي استوار است كه اولاً : به تمام جوانب و زواياي زندگي بشر در هر زمان و در هر مكاني كه باشد احاطه و نظارت كامل دارد. خاصيت يك دين جهاني وآئين همگاني هم همين است. ثانياً هر يك از اين مسائل و احكام متضمن مصاحتي مهم از مصالح اجتماعي است؛ يعني در راه سعادت و كمال انسانها و جوامع بشري عامل اصلي و موثر مستقيم است. و گاه يك حكم اسلامي ناظر به جهات متعدد و مصلحت هاي مختلف زندگي بشري است. چنانكه مساله ربا هم از جهت اقتصادي و هم از جنبه اجتماعي و هم از لحاظ اخلاقي مورد توجه خاص شارع بوده ، لذا تحريم آن در قرآن كريم همراه با تهديدهاي مكرر و شديد آمده است. آنچه وظيفه مهم و حياتي ما مسلمانها در اوضاع كنوني جهان است اين است كه به حقايق زنده و احكام جهاني اسلاممان آگاهي و آشنائي كامل پيدا كنيم، تا از اين راه بفهميم كه اين دين واقعاً هيچ نقص و ضعفی ندارد كه براي ترميم آن به مكتب هاي شرق و غرب دست نياز دراز كنيم، تا از اين راه بفهميم كه حرامهاي خدا براي محروميت ما از نعمتها نيست. بلكه براي آنستكه از نعمتهاي خدا بهتر و بيشتر و در راه كمال و سعادت جاويد بهره برداري كنيم. آري بايد به حقايق زنده اسلام آگاه شويم تا بفهميم كه اگر ما اسلام خودمان را با خلوص نيت و با تحقيق صحيح بشناسيم به قدرت اين دين و به صلاحيت آن در رفع تمام مشكلات اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي پي ميبريم، ودر نتيجه بي نبازي خودمان را از ساير مكاتب باور مي كنيم، و آنگاه با افتخار تمام در زير پرچم اسلام مي ایستيم، و با جديت تمام اين شريف و عزيز را نگهداري مي نمائيم ، و با قوت تمام و مجاهدتهاي زياد در راه پيشرفت هدفهاي آن علاقه و كوشش روا ميداريم. شكرگزاري از نعمت بزرگ الهي يعني قرآن و اهل بيت پيغمبر همين است. پروردگارا ، همه ما را در اين راه ياري فرما تا فردا در پيشگاه تو ودر برابر اولياي گرامي توسرفراز وسپيد روي باشيم. تعريف و انواع ربا ربا درلغت (به كسررا )ربح يا فائده و سودي كه وام دهنده بابت طلب خود مي گيرد يا پولي كه از بابت منافع گرفته مي شود اتلاق مي گردد(فرهنگ عمید). المنجد ربا را به طور مطلق افزایش و «زیادی» معنا کرده که این معنا در قرآن نیز آمده است «فلا یربوا عندالله» یعنی در نزد پروردگار افزایش نمییابد. (سوره روم ،35). ربا عبارتست از دریافت زیادی در مبادلات دو کالای همجنس که موزون یا مکیل باشد و یا دریافت اضافی در قرض با شرط قبلی (موسایی، میثم، ص25). ربا عبارتست از دریافت و یا پرداخت هر گونه زیادی ناحق و ظالمانه در مبادلات براساس ارزش آنها (موسایی، میثم، ص25). ربا بر دو گونه است : ربا در معادله و رباي قرضي ربا در معامله - ربا درمعامله عبارتست از مبادله دوكالاي مثل هم با دريافت اضافي مانند فروش يك كيلو گندم با دو كيلو يا يك كيلو به انضمام مبلغي اضافي، ربا در معامله در صورتيكه توام با دو شرط زير باشد حرام است: الف – از نظر عرف هر دو كالاي مورد مبادله يك جنس و يك نوع محسوب شود. ولي اگر يك نوع حساب نشود، مثلاً يك كيلو گندم با يك كيلو عدس با مقداري اضافي مبادله شود مانعي ندارد. ب- دو كالاي مورد مبادله كيلي و وزني باشد نه عددي و نه نظري بصورت ربا در معامله، تحريم كرده است و اين معنا هم در قرآن مجيد و هم احاديث تاكيد شده است. ربای قرضی – علمای شیعه معتقدند ربای در قرض چیزی نیست جز شرط زیادی توسط طلبکار، این ممکن است در اول قرارداد و یا بعد از اعلام ناتوانی بدهکار از بازپرداخت تعیین شود. در حقیقت حالت دوم نیز پرداخت اضافه در اول دوره است منتها اول دوره دوم بنابراین ربای قرضی حرام چیزی نیست جز ربای شناخته شده در اذهان عامه مردم. اینکه پیامبر(ص) در حجه الوداع فرمود« الا و ان ربا الجاهلیه موضوع» یعنی ربای جاهلی ممنوع است شامل ربای قرضی با نرخ بهره از قبل تعیین شده می شود(ابراهیمی، محمدحسین ، ص 177). با بررسي ربا و شرايط آن ملاحظه مي گردد. براي تحقق ربا چهار شرط زير بايد برقرار باشد : - وجود دين يا قرض - استقلال دائن و مديون يا قرض دهنده و قرض گيرنده - شرط پرداخت يا دريافت مبلغي علاوه بر اصل هنگام اعطاء قرض - پرداخت يا دريافت مبلغ شرط شده (جمشیدی، سعید، ص 13).
تحريم ربا در قرآن مجيد قبل از اسلام و در دوره جاهليت، معاملات ربوي در مكه ومدينه رونق زيادي داشته است و در محيط نزول قرآن، يكدسته رباخوار حرفه اي آباء و اجدادي وجوو داشتند كه از راه ربا خواري، ثروتمند شده بودند و كار آنان اين بود كه ببينند ، چه كسي نياز به پول دارد تا با حداكثر بهره به او وامي بدهند و سپس اصل و فرع آنرا بگيرند(آیتا. . . بهشتی، ص16). و به همين سبب حكم تحريم ربا يكباره و دفعتاً واحده نبوده است. نهي قطعي ربا مثل احكام ديگري كه مخالف عادات و رسوم ريشه دار آن زمان بوده ، بعد از آماده كردن افكار عمومي اعلام شده است. مرحله اول: مثلاً ابتدا ضمن نكوهش روش و اعمال يهوديان در ربا خواري و جلب توجه مسلمانان به زشتي اين عمل زشتي اين عمل در سوره نساء آیه 161 خداوند میفرماید: « واخذهم الربوا و قدنهوا عنه واكلهم اموال الناس بالباطل واعتدنا للكافرين منهم عذابا اليما » يعني : و هم بدينجهت كه ربا ميگرفتند در صورتيكه از ربا خوردن نهي شده بودند و هم از آن رو كه اموال مردم را به باطل (مانند رشوه و خيانت و سرقت ) مي خوردند و ما براي كافران آنها مهيا داشتهايم عذابي دردناك. مرحله دوم : قرآن مجيد پيروان خود را از ربا خواري بعنوان اينكه دائم سود برسرمايه مي افزايند منع مي كند. در سوره آل عمران آيات 130و131 « يا ايها الذين امنوا لاتاكلوا الربوآ اضعافاً مضاعفه واتقوا الله العلكم تفلحون واتقوا النار التي اعدت للكافرين » يعني : اي كسانيكه به دين اسلام گرويده ايد (ربا) مخوريد كه دائم سود برسرمايه افزائيد تا چند برابر شود و از خدا بترسيد و ترك اين عمل زشت كنيد باشد كه سعادت و رستگاري يابيد و بپرهيزيد واز آتش عذابي كه براي كيفر كافران اندوخته اند. مرحله سوم : قرآن درآيات متوالي پس از تمثيل وتهديد و وعيد، حكم قطعي تحريم انواع و اقسام ربا را صادر مي نمايد تا جائيكه در نهايت آن را به محاربه با خدا و رسولش تشبيه كرده است. آيات نهايي در رابطه با منع ربا در سوره بقره آيات 275 و279 آمده است كه خداوند درآيه 275 میفرمايد: « الذين ياكلون الربوا لا يقومون الا كما يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس ذلك بانهم قالوا انما البيع مثل الربوا واحل الله البيع وحرم الربوا فمن جاءه موعظه من ربه فانتهي فله ما سلف و امره الي الله و من عاد فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون » يعني : آن كساني كه رباخورند ( ازقبرها درقيامت ) برنخيزند جز به مانند آن كه به وسوسه و فريب شيطان مخبط و ديوانه شده و آنان بدين سبب در اين عمل زشت (ربا خوردن ) اند كه گويند هيچ فرق ميان معامله تجارت و ربا نيست و حال آنكه خداوند تجارت را حلال كرده و ربا را حرام ، هركس پس از آنكه پند و اندرز كتاب خدا بدو رسيد از اين عمل (ربا خوردن ) دست كشد خدا از گذشته او درگذرد و عاقبت كار او با خداي مهربان باشد و كسانيكه ازاين كار دست نكشند آنان اهل جهنم اند و درآن جاويد معذب خواهند بود. تحريم ربا در احاديث و روايات جابرابن عبداله انصاري صحابي معروف پيامبر اكرم (ص) رحمت اله عليه نقل شده است كه پيامبر (ص) فرمود: « لعن الله الربا و آكله وکاتبه و شاهده و هم يعلمون » يعني خداوند ربا و رباخوار را با نويسنده و شاهد معامله ربا لعن كرده و فرموده است كه در ارتكاب معصيت هرسه باهم برابرند(پاینده ، ابوالقاسم، ص24). پيامبر اكرم (ص) فرمود: درشب معراج برمردمي گذر نمودم كه شكمهايشان مانند لانه هاي انباشته از مار بود و مارها به هنگام خروج از آن ديده ميشدند. ازجبرئيل پرسيدم اينان كيستند؟ جبرئيل پاسخ داد: اينان ربا خوارانند(اقبال قریشی، انور،ص24). امام باقر عليه السلام فرمود : اخبث المكاسب كسب الربا يعني : پليدترين و ناپاكترين كسبها كسب ربوي است (وسایل الشیعه). هشام بن حكم كه يكي از شاگردان مبرز امام صادق عليه السلام است از علت تحريم ربا ، از امام (ع) سئوال مي كند. امام صادق عليه السلام درپاسخ هشام فرمود : اگر ربا حلال مي بود ، مردم تجارت و آنچه را به آن نيازمند از انواع توليد وسرمايه گذاريهاي مفيد به حال جامعه و به كارگرفتن نيروي انساني و خاتمه دادن به مشكلات بيكاري و قطع نيازهاي كه وابستگي و ذلت ايجاد مي كند را ترك مي كردند ، بنابراين خداي متعال ربا را حرام فرموده. نظرات امام فخر رازي درباره بهره (ربا) بنظر ميرسد امام رازي نخستين كسي است كه بهره (ربا ) را از ديدگاه اقتصادي مطالعه كرده است. دراينجا به نقل خلاصه و چكيده نظرات او پيرامون بهره از اثر بزرگ او به نام مفاتيح الغيب كه به تفسير كبير مشهور است ، ميپردازيم(اقبال قریشی، انور). 1- به نظر امام رازي ، واژه ربا به معناي افزايش يا اضافه است. اما اين بدان مفهوم نيست كه هر نوع افزايش غير مجاز باشد، آنچه غير مجاز است، آن نوع قراردادي است كه اعراب به آن ربا ميگويند و اين دقيقاً قراردادي است كه در زبان عربي ربوا النسيه ناميده مي شود لذا ، آنچه از نظر قرآن كريم غير مجاز و حرام اعلام شده است، همين رباي نسيه است( تفسیر کبیر، جلد دوم ، ص58 ). 2- دليل ديگر حرام بودن ربا اين است كه چنين معامله اي مستلزم تصرف غاصبانه ثروت ديگري است بدون آنكه جنبه قانوني داشته با اعاده آن مورد نظر باشد.كسي كه به اين عمل دست مي يازد، از اينكار ملاحظه و پروايي ندارد. اين عمل موجب بهره كشي از وام گيرنده و فقرا مي گردد كه حاصل آن بيعدالتي فاحش است. پيامبراكرم (ص) فرموده است كه غصب ثروت هرفرد به همان اندازه گرفتن خون او حرام است و بدين جهت است كه تصرف ثروت ديگري بدون رعايت ملاحظات قانوني حرام مي باشد. ممكن است گفته شود كه وقتي بدهكار(اصل ) مبلغ وام را كه درتصرف او قرار مي گيرد نفعي از آن عايد او مي شود و طبيعي است كه آن نفع و يا بخشي از آن را به بستانكار مسترد نمايد. لذا دليل آشكاري برغير مجاز شمردن مطالبه مبلغ اضافي وجود ندارد چه اگر بستانكار با استفاده از پولي كه دراختيار بدهكاري قرار داده است به سرمايه گذاري مي پرداخت طبيعتاً سودي ازاين سرمايه گذاري عايد او مي گرديد. لكن واقعيت اين است كه چون وام دهنده از سرمايه گذاري پول خود امتناع كرده و اين كار توسط وام گيرنده انجام پذيرفته است، ديگر نمي تواند نفع حاصله را كه در غير اينصورت نصيب خود او مي گرديد از بدهكاري مطالبه نمايد(همان). بنابراين ، اگر بدهكاري شخصاً مبلغ اضافي را بعنوان بازده استفاده از وام دريافتي به بستانكار بپردازد بستانكار به جاي اعطاي وام به بدهكاري، به سرمايه گذاري مي پرداخت معلوم نبود كه لزوماً سودي از سرمايه گذاري مذكور حاصل نمايد و كاملاً احتمال داشت كه با ضرر و زياني نيز مواجه گردد. بدين بيان ، كسب سود از سرمايه گذاري نامعلوم و نامشخص است، حال آنكه اخذ مبلغ اضافي از بدهكار معلوم ومشخص. 3- دليل ديگر غير مجاز بودن بهره اين است كه كسب درآمد از طريق بهره موجب مي شود كه ربا خوار درصدد اشتغال به كار وحرفه اي برنيايد، چرا كه به زعم او گذران زندگي اكتساب المعيشه از راه ربا خواري خواه به نقد يا نسيه از هركار ديگري آسانتر است. بهمين جهت از پرداختن به هرگونه كار يا شغلي كه با كار و مشقت انجام گيرد طفره ميرود اين امر مسلماً به زيان اجتماع است چرا كه امور دنيوي بدون پرداختن به تجارت، هنر وصنعت پيشرفت نمي كند(همان). 4- دليل ديگري غير مجاز بودن بهره اين است كه بدهي، احترام وحيثيت اجتماعي را زائل ميگرداند و با غير مجاز اعلام نمودن بهره ، مردم از اينكه خود را زير بار دين قرار دهند و پول خود را بر باد دهند رهايي خواهند يافت. از سوي ديگر، اگر بهره مجاز باشد، تامين نيازهاي متعدد افراد موجب خواهد شد كه دراخذ وام با هر نرخي اقدام نمايند و نتيجه پايان همدرديهاي متقابل، روابط و علائق انساني خواهد بود. 5- دليل ديگرغير مجازبدون معاملات ربوي اين است كه بستانكار ثروتمند و بدهكارفقيرتر ميشود. حال ، اگر بهره مجاز باشد، ثروتمندان بيشتر و بيشتر به دنبال پول فقرا خواهند بود. بالاخره بالاترين دليل اين است كه قرآن كريم عالي ترين مرجع در زمينه قانوني اسلامي به وضوح وصراحت كل معاملات ربوي را منع نموده است. پس لزوماً دليل آن را بخواهيم چه با منع صريح در قرآن كريم، حتي اگر قادر نباشيم دلائل اين تحريم را درك كنيم اطاعت ازآن را بعنوان يك مسلمان واجب مي دانيم. تفاوت ميان بهره و ربا يكي از شبهاتي كه گاهي مطرح مي شود . تفاوتي است كه برخي ميان بهره و ربا قايل اند به اين معنا كه با قبول تفاوت ميان بهره و ربا، اولي را مجاز و حلال و دومي را حرام مي دانند . برخي اين تفاوت را با نوع مصرف وام مربوط مي دانند و اگر وام مصرفي وضروري باشد، هرگونه مازاد دريافتي روي اصل وام را ربا ميدانند. ولي اگر وام بابت كارهاي توليدي باشد، ربح دريافتي از وام دهنده را ربا تلقي نميكنند، بلكه آنرا بهره مي نامند و شرعاً مجاز مي دانند. اين طرز تلقي عمدتاً در ميان فقهاي كشور مصر و خاصه در جامعه الازهر مشاهده مي شود(ماجدی،گلریز،ص200). بعضي ديگر، تفاوت ميان بهره و ربا را منتسب به ميزان يا نرخ ربح پول مي دانند، اگر نرخ وام كم باشد. آنرا بهره مي نامند و مجاز مي دانند و اگر نرخ وام زياد باشد، آنرا ربا و غير مجاز تلقي ميكنند. بديهي است كه كم يا زياد بودن نرخ بهره متضمن يك قضاوت ارزشي مبني بر عوامل متعدد است. آنچه از نظر يك فرد به ويژه وام دهنده نرخ كم بهره يا پائين است، ممكن است از نظر فرد ديگري وخصوصاً وام گيرنده، نرخ بهره بالايي به حساب آيد. بهرحال، قدر مسلم اين است كه از نظر فقهاي شيعه و از نظراكثريت بزرگي از فقهاي اهل سنت تفاوتي بين ربا وبهره از پيش تعيين شده نيست وهرگونه مازادي علاوه براصل وام دريافت شود. اعم ازاين كه تحت عنوان بهره و يا ربا باشد. حرام و غير مجاز است(همان). تفاوت بين ربا و سود اعراب جاهليت تفاوتي بين ربا و سود قائل نبودند و ميگفتند اگر شخصي كالايي را به بهاي معلومي خريداري وآن را با قيمتي بيشتر بفروشند، كار خلافي انجام نداده است. به همين گونه اگر كسي مقدار معيني پول را بامقدار بيشتري پول مبادله كند، دليلي برغير مجاز بودن اين معامله وجود ندارد چرا كه تفاوتي بين اين دو معامله نمي توان قائل شد و استدلال مي كردند كه متحمل است انسان به هنگام برخورد با نيازهاي زندگي امكانات تامين نيازهاي مذكور را در اختيار نداشته باشد، وچه بسا كه اين امكانات نتوانند درآينده فراهم آيد. بنابراين اگر بستانكار از محل وامهاي اعطايي خود نتواند سودي بدست آورد، دليل ندارد كه وجود نقد خود را در اختيار بدهكار قرار دهد و در اين صورت ، بدهكار در تامين نيازهاي خود با اشكال مواجه خواهد شد. درصورتيكه اگر بهره مجاز باشد. بستانكار با توجه به بهرهاي كه درقبال اصل وام نصيبش خواهد گرديد، طبيعتاً نسبت به تامين نيازهاي بدهكار ، تمايل نشان خواهد داد و در عين حال بدهكار و با رضايت خاطر به بازپرداخت اصل بدهي خود همراه با بهره متعلقه آن اقدام خواهد نمود، چه پس از گشايش مالي بازپرداخت وام دريافتي براي او به مراتب آسانتر از مشقت يا فقر و نياز است. اينها دلايلي است كه براي توجيه معاملات ربوي همانند ساير معاملات اقامه مي شد. البته اين استدلال غلطي بود كه از جانب اعراب جاهليت بيان مي گرديد. قرآن كريم با ذکر آیه 275 سوره بقره اين استدلال را سخيف شمرده است. این آيه به قدری روشن و صریح است که نمی توان با هیچگونه قیاس که از اعمال شیطانی است در آن تردید نمود. وقتي خداوند به شيطان دستور داد كه به آدم سجده كند، شيطان متوسل به قياس گرديد و گفت : من از آدم برترم چرا كه مرا از آتش آفريده اي، حال آنكه او را از خاك خلق كرده اي، اگر در مسائل مربوط به مذهب، مجاز به استفاده از قياس باشيم در مورد ربا، نيز استفاده ازآن مجاز مي توانست باشد لذا، پيوسته بايد به خاطر داشته باشيم كه در رابطه با مذهب بيان روشن وصريح از قياس واستدلال نقش به مراتب قاطع تري مي تواند داشته باشد(جمشیدی، سعید، ص22). تفاوت بيع و ربا خداوند در آیه 275 سوره بقره میفرماید:« خداوند بیع (تجارت را) حلال و ربا را حرام کرده است» در بينش سرمايه داري كه هدف اصلي آن كسب درآمد اضافي از سرمايه به هرشكل و از هر طريق است، سود سرمايه هاي پولي از طريق وامهاي سود بخش، مطمئن ترين وسيله رسيدن به هدف و جلب سود و بهره است، اما در اسلام از آنجا كه سرمايه داري هدف نيست بلكه سود رساني به مردم هدف است، معاملات عموماً ارزش توليدي دارد، زيرا مفهوم توليد استفاده از مواد خام براي بهره برداري در توزيع عادلانه بين مردم است . حال توليد گاهي استخراج مواد معدني و از دل خاك بوده و گاهي استفاده از عوامل زيست محيطي در بخش كشاورزي و يا تغيير و تبديل شكل فيزيكي و شيميائي در بخش صنعت وسپس توزيع آن بين متقاضيان براي استفاده و مصرف مي باشد كه در مجموع همگي يك چرخ اقتصادي راتشكيل مي دهند(جمشیدی، سعید، ص22). پس عمليات سرمايه گذاري در هر مورد يك نوع توليد است و در توزيع عادلانه مي تواند نقش موثر داشته باشد. حال بايد ديد سرمايه پولي در چه شرايطي و تحت چه نوع عملكردي مي تواند اين نقش را ايفاء كند. مسلماً سرمايه پولي هرگاه در معرض خدمات معاملاتي قرار نگيرد و متحمل سود و زيان و خطرات ناشي از جابجائي كالاها نشود، نخواهد توانست در حل مشكلات اجتماعي سهيم باشد و بالعكس مشكلات فراواني برگرده جامعه خواهد افكند، زيرا بهره برداري از سود پول باعث مي شود كه محصول كار و تلاش ديگران و شيره جان افراد زحمتكش به صورت اضعاف مضاعف ، يعني بهره هاي تصاعدي در يك جا جمع شود. اين امر سرمايه ها را از جريان توليد و معاملات سودبخش خارج مي سازد، بدبيني و بدخواهي و فساد را رواج ميدهد و فرد رباخوار را از هرگونه تعادل فكري و منطقي منحرف ساخته ، به « مصداق لايقومون الاكما يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس » پيوسته او را دريك حالت تخديري و جنون آميز قرار مي دهد و چون او عامل هرج ومرج وبي نظمي در فطرت انسان و نظام جهان گشته است، گويا با خدا كه همه چيز را به تقدير و حساب آفريده سرجنگ دارد . فاذنوا بحرب من الله و رسوله و سرانجامش به كاستي و نقصان عقل و مال كشيده خواهد شد . يمحق الله الربا ويربي الصدقات بنابراين با سرمايه هاي پولي فقط مي توان به كارهاي توليدي و خدماتي پرداخت يا از طريق معاملات شرعي در بازار به مردم خدمت كرد وسود دريافت نمود، ولي ازطريق وامهاي ربوي به هيچ وجه نمي توان سودي دريافت داشت ( موسوی اصفهانی، سید جمال الدین، ص334). آن چيزي كه منشاء سود بردن فروشنده مي شود، پول و سرمايه نيست بلكه منشاء سود بردن او كاري است كه مي كند، او كالا را از جايي به جايي مي برد و از دست كسي مي گيرد و بدست ديگري مي دهد و دراين راه هرگونه خسارت و اتلافي به سبب اين نقل و انتقال و يا نوسان قيمتها را نيز عهده دار مي گردد و در نهايت سود معقولي را براي تلاش و هزينه هاي انجام شده براي خود منظور و كالا را مبادله مي كند. اما در ربا مسئله اينطور نيست(شهید بهشتی، ص21). در ربا مسئله این است که رباخوار پول را قرض میدهد و این پول، چه اسکناس، چه طلا و نقره، نیکل و مس که چیزی قابل بردن و سوختن است و ممکن است دزد آنرا بزند و یا با قرض دادن دچار آفت شود رباخوار با ربا گرفتن این آفت را هم از سرمایه خود دور می کند، حالا دیگر او مالک در ذمه است یعنی مالک این پولی است که در ذمه فرد (وام گیرنده) است. اگر پول بسوزد از کیسهای مقروض است اگر دزد هم ببرد از او خسارت می خواهد، این پولی که اگر در خانه بود لااقل ممکن بود آفت دزدی برای آن یک افت محسوب شود و او این قدر باید به خود زحمت مي داد كه ازاين پول نگهداري كند (اكنون ) زحمت نگهباني را هم از گردن خودش برداشته و به ديگري مي دهد و در پايان قرارداد مطالبه اصل پول بعلاوه سود را مينمايد يعني (رباخوار) با كم كردن زحمت خود بعنوان دائن مطالبه پول مي كند. در بيع اينگونه نيست در بيع و معامله ، حتي بشكل اجحافياش بالاخره يك تحركي، كاري، به زحمت افتادني، خط وتن به خطر دادني ونگراني در مورد نوسان قيمتها ، مسئله حمل ونقل و..... وجود دارد ولي در ربا شخص از اين دست پول به افراد نيازمند ميدهد و از آن دست با مقداري اضافه مي گيرد درنتيجه عده اي مرفه بي آنكه كاري انجام بدهند و ضامن خسارت و اتلاف آن باشند روز به روز برثروتشان افزوده مي شود و افراد ضعيف روز به روز ضعيف تر مي گردند و سرانجام ربا وسيله اي براي استعمار و استضاف و استثمار مردم توسط عده اي سرمايه دار خواهد داشت(امام خمینی، رساله نوین، ص195). تفاوت بیع و ربا به صورت اجمالی 1- درخريد و فروش، معامله براساس عدالت صورت مي گيرد هم خريدار از معامله استفاده ميكند و هم فروشنده، درحالي كه در ربا شخص ربا خوار سود مقطوعي را بدون انجام كار به دست ميآورد. 2- در خريد وفروش ، فروشنده فقط يكبار سود مي برد اما در وام تا مادامي كه بدهكار بدهي خود را نپرداخته بايد همواره به طلبكار سود پرداخت كند و چه بسا ميزان بهره پرداختي از اصل سرمايه بيشتر شود. 3- درخريد وفروش ممكن است زيان هم براي فروشنده وجود داشته باشد ، ولي در وام با بهره فقط سود هست. از نظر اقتصادي هم تجارت موجب رشد اقتصادي مي شود و مولد است ، اما ربا خواري موجب ركود مي گردد. 4- بيع و خريد و فروش عبارت است از سيستم توزيع براساس خريد و فروش يك نوع كار . درخريد و فروش سالم آن چيزي كه منشا سود بردن فروشنده مي شود پول و سرمايه نيست، كاري است كه مي كند. او كالا را از جايي به جايي مي برد و از دست كسي مي گيرد و به دست ديگري مي دهد. توزيع در همه سيستمهاي اقتصادي يك نوع كاراست. دريك بيع، خريد و فروشي انجام شده است ، اگر فروشنده كار و كسب نمايد اصلاً ربا دركارنيست. سرمايه او سودي به او نداده ، بلكه آنچه به او سود داده كار اوست ؛ بنابراين قرآن به صراحت مي گويد احل ا... البيع وحرم الربوا . 5- حتي در بيعي كه خارج از ميزان براي سرمايه سود در نظر گرفته شده است و غير منصفانه و تجاوزكارانه و مكارانه باشد نيز باز به تحريك و فعاليت همچون به خطر انداختن خود و سرمايه نياز دارد، درحالي كه ربا عكس اين است در، آنجا تقريباً سرمايه به جايي كه غالباً امنترفرستاده مي شود. 6- بيع ولو غير منصفانه اش، بازهم حساب وسوددهياش محدود است و به حدي كه برسد متوقف مي شود، اما تنها چيزي كه در دنيا از نظر سود دادن تقريباً حد ندارد رباست. تفاوت دادوستد و ربا به نظر مولانا ابوالاعلي مودودي داد و ستد و بهره (ربا ) نمي توانند از جهات اقتصادي اخلاقي مشابه يكديگر باشند زيرا : 1- در دادو ستد ، مبادله كالا بين خريدار و فروشنده درشرايط مساوي انجام مي پذيرد ، زيرا خريدار از محل خريد از فروشنده به سود خود ميرسد وفروشنده در عوض كار ، هوشياري وقتي كه درتوليد كالاي مورد معامله مصرف داشته است. در مقايسه با اين داد وستد معاملات ربوي ، تقسيم كار بين طرفين معامله بر مبناي تساوي انجام نمي پذيرد. بستانكار به سود ثابت و مشخص دست مي يابد و بدهكارتنها به زمان استفاده از پول معيني، زماني كه لزوماً متضمن سودي براي اونيست. ازسوي ديگر، اگر وام گيرنده براي تامين نيازهاي مصرفي خود اقدام به اخذ وام كرده باشد، ديگر امكان استفاده از همين وقت را هم نخواهد داشت واگر وام را براي مقاصد سرمايه گذاري گرفته باشد ، آنچه را كه مي تواند انتظار داشته باشد سود است يا زيان، نتيجه آنكه در معاملات ربوي، يكي از طرفين معامله مسلماً به سود دست مي يابد، حال آنكه اين قطعيت در حصول سود براي طرف ديگرمعامله وجود ندارد . 2- در داد وستد اگر امكان سود زيادي هم وجود داشته باشد ، فروشنده ممكن است فقط يكبار از اين سود سرشار برخوردار گردد. اما در معاملات ربوي مادام كه اصل مبلغ وام بازپرداخت نشده است ، از مطالبه بهره خود صرفنظر نخواهد كرد. به عكس ، باگذشت زمان ، خط مطالبات او درمورد وامهاي تسويه نشده سال به سال و ماه به ماه افزايش مي يابد. حال اگرهم بدهكار از وام دريافتي سودي بدست آورد، محدوديتهايي در رابطه با سود حاصله از وام دريافتي وجود دارد. لكن وام دهنده در رابطه با بهرههاي متعلقه به وام محدوديتي ندارد. از سوي ديگر ، اين امكان قوياً وجود دارد كه تمامي منابع مالي، حقوقي و مايملك و لوازم اثاثيه منزل بدهكار براي تامين طلب بستانكار كافي نباشد. 3- در داد وستد ، هنگامي كه كالا بر مبناي قيمت بازار به فروش درآيد ، معامله خاتمه مي پذيرد و مفهوم آن اين است كه كه خريدار پس از انجام معامله ديگر چيزي به فروشنده نميدهد در معاملات اجاره نيز چه در مورد خانه ، زمين يا ساير موارد ، اصل موضوع مورد معامله دست نخورده باقي مي ماند و در زمان تعيين شده به صاحب آن مسترد ميشود و تنها براي استفاده از منافع عين مستاجره است كه مستاجر به موجر اجاره مي پردازد . اما در مورد بهره وام گيرنده مبلغ وام دريافتي را عملاً به مصرف ميرساند و بايد همان مبلغ را به اضافه بهره متعلقه به وام دهنده مسترد نمايد . 4- در داد وستد ، ظرف وصنايعي دستي ، افراد از كار مصروفه ، سختي كاريا مهارت و هنر خود سود به دست مي آورند . حال آنكه ، درمعاملات ربوي وام دهنده تنها پول اضافي خود را به وام مي دهد بدون كار شخصي ، مهارت يا تحمل سختي كار، درمنافع بدهكار شريك مي شود واژه شريك در اينجا به معني تكنيكي مفهوم آن مشاركت در سود و زيان است ، به كار برده نشده است . بلكه برعكس ، او (وام دهنده ) شريكي است كه قطع نظر از ميزان سوديا زيان حاصله در معامله هيچ گونه تعهدي در رابطه با سود و زيان ندارد . آنچه براي او مطرح است مطالبه بهره اي است كه در هنگام وام دهي تعيين كرده است حال اگر از لحاظ اقتصادي تفاوت بين داد وستد وبهره (ربا ) را مورد نظر قرار دهيم، اهميت اساسي آن در ارتباط با داد وستد وتجارب به عنوان يكي از عوامل مخرب تمدن ، فلسفه وجودي خود را نشان مي دهد. با اين همه، بهره از نظر اخلاقي در انسان صفات رذيله خست ، خودخواهي ، سنگدلي ، عدم ترحم و پولي پرستي را بوجود مي آورد. لذا ، هم از نظر اقتصادي و هم از لحاظ اخلاقي ، بهره مي تواند يكي از علل اساسي انهدام بشريت به حساب آيد ( اقبال قریشی ، انور، ص57 ) . ارتباط آيات ربا با آيات صدقات درآيه 276 از سوره بقره خداوند مي فرمايد : يمحق الله الربوا ويربي الصدقات . يعني : خداوند سود ربا را نابود گرداند و صدقات را فزوني بخشد. پرسش : با اينكه در ظاهر ربا مال را افزون و صدقه چيزي ازآن كم مي كند مقصود از ربا و ارباء يا فزوني صدقات چيست ؟ ( موسوی اصفهانی ، سید جمال الدین ، ص402 ) . پاسخ : مي دانيم كه ربا خطر عظيمي براي توليد ، و ظلم غير قابل جبراني در توزيع است. ربا خوار علاوه براصل مال كه از بدهكار خود مي گيرد مبلغي هم به عنوان بهره يا افزوده دريافت ميدارد. اين افزودهاي كه مي گيرد در حقيقت سهم او از عمل توليد است. ازاين رو هر قدر ربا گسترش يابد اموال بيشتري از دايره توليد خارج شده ، به ركود وذخيره وتراكم روي ميآورد و بدين وسيله ربا خوار اموال بدهكار را به تدريج به اختلاس و نوعي دزدي به جيب خود ميريزد و اين افزايش اموال ربا خوار در حقيقت كاهش اموال بدهكار زحمتكش است و به همين نسبت اموال از توليد به تعطيل گرايش پيدا ميكند تا جائي كه هر قدر نياز فراتر رود درآمد ربا خوار گسترش مييابد و اين گسترش و كاهشها از دو طرف به اندازهاي بالاميگيرد كه زندگي بدهكار مختل ميشود و با به هم خوردن زندگي اين گونه افراد رنجبر و مولد ، زندگي اجتماعي مختل شده، ظلم وفساد جاي نظم و رفاه را ميگيرد. اما اينكه معاملات ربوي چگونه محق نابود كننده ، و بالعكس ، صدقه خير و بركت آفرين است دراين زمينه استاد فقيد علامه طباطبایي ميفرمايد : آيات ربا با آيات انفاق در راه خدا بي ارتباط نيست ، چنانكه جملة فوق الذكر و جمله و ان تصدقوا خيرلكم و همچنين مقارنت آيات ربا با آيات صدقه در سوره آل عمران و روم برآن دلالت دارد . قاعدتاً هم از نظر تضاد و مقابله با هم مربوط باشند . زيرا ربا گرفتن مال بدون عوض، و صدقه ، دادن مال بدون عوض است وآثار بدي كه بر ربا مترتب مي شود درست و بدون استثناء مقابل آثار خوبي است كه برصدقه مترتب مي شود و هرمفسده اي در ربا برابر است با مصلحتي در انفاق ، چنانكه صدقه موجب نشر رحمت و محبت شده ، پشت تنگدستان و مستمندان را راست مي كند و نظم و امنيت اجتماعي را برقرار مي سازد . پي آمدها و آثار ربا درست در جهت مخالف اينها است . خداوند متعال در اين آيات نسبت به ربا سخت گيريهایي نموده كه مانند آنها را درهيچ يك از فروع دين ، جز دربارة دوستي با دشمنان دين ، نكرده است . تعبيراتي كه در مورد ساير كبائر است مانند زنا وشرب خمر و قمار و حتي قتل نفس ، گرچه خيلي شديد اللحن است ولي به پايه تشديدهائي كه در مورد اين دو امر شده نمي رسد و اين نيست جز از جهت اينكه آثار شوم ساير معاصي از يك يا چند فرد تجاوز نميكند. آن هم در بعضي از جهات وتنها در مرحله اعمال و افعال است ، ولي آثار سوء اين دوگناه بنياد دين را ويران وآثارآن را محو و نظام زندگي را فاسد كرده ، روي فطرت انساني پرده افكنده، جلوي حكم آن را مي گيرد ( المیزان ، ذیل آیه 275 بقره ) . سود چيست ؟ و چگونه مي توان از آن منتفع شد ؟ با روشن شدن موضوع ربا تفاوت آن با سود، تعريف سود نسبتاً مشخص مي شود . تعاريف متعددي براي سود مي توان ارائه نمود كه همگي در ريشه يكي خواهند بود . از جمله به تفاوت بين قيمت تمام شده كالاي خريداري و فروخته شده و حاصل فروش آن از بعد بازرگاني سود ميگويند و يا به تفاوت بين قيمت تمام شده كالاي توليد شده و حاصل فروش از بعد توليد سود گویيد و يا به تفاوت بين درآمدها و هزينه ها دريكدوره مالي ، مشروط برآنكه در آمد بيشتر از هزينه باشد ، سود گويند و . . . در مجموع از ديدگاه اسلامي درآمد ناشي از به كارگيري سرمايه ملكي شخص در امور اقتصادي كه مغاير موازين شرعي نباشد را سود گويند ( سبحانی ، حسن ، ص27 ) . مراحل حذف ربا از سيستم بانكي با استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران، ربا ديگر نمي توانست جايي در اقتصاد بخصوص در سيستم بانكي داشته باشد . لذا از همان ابتدا اقداماتي در جهت حذف اوليه آن وسپس جايگزيني شيوه نويني كه بتواند در چارچوب موازين شرعي منبع درآمدي براي بانكي وسپرده گذاران باشد ، به عمل آمد . اقدامات در اين زمينه در دو مرحله صورت پذيرفت . مرحله اول در دي ماه 1358 و با تغييراتي جزئي و مرحله دوم در شهريور ماه سال 1362 صورت پذيرفت كه منجر به تصويب قانون عمليات بانكي بدون ربا (بهره) گشت . 1- حذف بهره و برقراري سود تضمين شده براي سپرده ها و كارمزد براي تسهيلات اعطايي از سال 1358 مطالعات پراكنده اي در زمينه تغيير نظام سوددهي بانكها و انطباق آن با اصول و موازين اسلامي انجام پذيرفت و از اقدمات اوليه درجهت حذف بهره، مصوبه سيصد و نود و دومين جلسه مورخ سوم دي ماه 1358 شوراي پول و اعتبار بود كه تنها به كاهش نرخ بهره و تغيير نام آن به كارمزد براي تسهيلات اعطايي و حداقل سود تضمين شده براي انواع سپرده ها محدود گرديد. درعين حال و بدليل پيچيدگي كار ، بانكها مكلف بودند تا در صورت وجود سود اضافي برحداقل سود تضمين شده در پايان هر سال مبلغي نيز اضافه نمايند . ساختار اقتصادي خاص به جا مانده از گذشته كه ربا خواري بخشي ازآن شده بود ، موضوع حذف كامل بهره (ربا) از نظام بانكي كشور را نيازمند به مطالعات عميق و بنيادي ميكرد و اين مطالعات ميبايست در رابطه با مجموعه الگوي اقتصادي كشور انجام مي پذيرفت. زیرا بدون جايگزين نمودن نظامي اسلامي دركليه زمينه هاي اقتصادي حذف را امكان پذير نبود ( والی نژاد ، مرتضی ، ص44 ) . 2- قانون عمليات بانكي بدون ربا (بهره) طي تبصره 54 قانون بودجه سال 60 دولت موظف به انجام مطالعات و بررسيهاي لازم در اين مورد گرديد وشش ماه فرصت قائل شد و در همين راستا اقدامات همه جانبه اي به عمل آمده و گروههاي كارشناسي در وزارت امور اقتصادي و دارايي و بانك مركزي و همچنين با استفاده از حضور و نظرات تني چند از آيات عظام تشكيل گرديد و نهايتاً در پانزدهم ارديبهشت ماه سال 61 لايحه قانوني حذف بهره وانطباق عمليات بانكي با موازين اسلامي تهيه وتوسط وزارت امور اقتصادي و دارائي به هيئت دولت ارائه گرديد . لايحه مذكور در هيئت دولت مورد بررسي قرار گرفت و درنوزدهم ارديبهشت ماه سال 61 مورد تصويب واقع شد و دو روز بعد تقديم مجلس گرديد. لايحه تقديمي در كميسيون ويژه اي در مجلس شوراي اسلامي بررسي و نهايتاً در هشتم شهريور ماه سال 1362 به تصويب رسيده و درتاريخ دهم شهريور ماه همان سال مورد تأئيد شوراي نگهبان قرار گرفت و جهت اجرا به دولت ابلاغ گرديد واز اول سال 1363 بانكها مكلف شدند كه عمليات خود را با مقررات جديد تطبيق دهند ( سبحانی ، دکترحسن ، ص29) . كراهيت و تنفر اسلام نسبت به سيستم منفور ربا حقيقت اول : كه بايد دلها به آن يقين پيدا كند – اين است كه اسلام در هيچ جا با قيام نظام ربايي موافقت ندارد . و آنچه ممكن است اهل فتوي از علماي ديني يا غير ديني بگويند و جز اين باشد بيهوده گويي و فريب است . زيرا اساس تفكر اسلامي چنانكه بيان داشتيم با سيستم ربا و نتايج عملي آن در زندگي مردم و افکار آنها تضاد و برخورد مستقیم دارد . حقیقت دوم : اینکه نظام ربایی بلایی است بزرگ . برای جامعه بشری نه فقط از جهت اخلاق و فکر و ایمان و مسیر زندگی انسانها ، بلکه از جهت حیات اقتصادی مردم و زشتترین نظامی است که رشد همه جانبه انسانها را متوقف میسازد و سعادت افراد و اجتماعات را بکلی از میان بر می دارد . حقیقت سوم : در اسلام نظام اخلاقی و نظام کار کاملاً وابسته به یکدیگر است ، و انسان در تمام تصرفات و دخالت هایشان وابسته است به پیمان خلافتی که از جانب خدای خود در زمین بر عهده دارد و تمام فعالیتهایشان در معرض امتحان خداست ، و در آخرت هم مورد محاسبه قرار خواهد گرفت . به عبارت دیگر در اسلام یک نظام اخلاقی جداگانه و یک نظام کار جداگانه وجود ندارد ، بلکه اخلاق و کار هر دو با هم فعالیتهای انسانها را شکل میدهد . و کار و اخلاق هر دو عبادتی است که پاداش بر آن مترتب است در صورتیکه خوب عمل شود . و اگر بد عمل شد گناهی است که عامل آن مورد مواخذهای قرار میگیرد . حقیقت چهارم : معامله ربوی بدون تردید اخلاق و احساس و عاطفه فرد مسلمان را در مقابل برادر دینی او بکلی فاسد می سازد ؛ علاوه بر آنکه حقوق و تعهدات فیمابین افراد را با ترویج روح حرص و خودبینی و نیرنگسازی از میان میبرد . کمی مطلب را بازتر کنیم : در عصر حاضر معاملات ربوی مهم ترین عامل بسیج کردن ثروت بسوی پست ترین شکل سرمایه گذاری شمرده می شود . زیرا سرمایهای که به صورت قرض ربایی تهیه شده است باید بتواند هم رنج تضمین شده را به چنگ آورده بابت بهره ربا بپردازد ، و هم از این سرمایه برای خود وام گیرنده مقداری سود باقی بماند . از همین جاست که سرمایهدار عامل مستقیم میشود برای سرمایهگذاری در راه ایجاد فیلمهای کثیف ، و تاسیس مطبوعات آلوده ، و دائر کردن دانسینگ ها و کابارهها ، و بوجود آوردن برده های سفید یعنی زنهای هرزهای که شرف خود را به عیش و نوش هوسبازان می فروشند . و اصولاً مالی که با وام ربایی گرفته شده است وجهه همتش این نیست که برنامههای مفید به حال انسانها را فراهم سازد ، بلکه تمام هدفش این است که هر چه بیشتر سود ایجاد کند ؛ اگر چه این سود از راه تحریک پستترین غرائز و هوسها ایجاد نماید . این وضع امروز در تمام گوشه و کنار روی زمین به چشم می خورد و عامل اولی و اصلی آن همین معاملات ربایی است ! حقیقت پنجم : اسلام نظامی است تکامل یافته . یعنی در همان حال که معامله ربوی را حرام می کند مقرراتش را تماماً براساسی استوار می سازد که از ربا بی نیازی حاصل میشود. و زندگی اجتماعی را هم به گونه ای نظم می دهد که اضطرار به این نوع معاملات بکلی از میان می رود ؛ بی آنکه با رشد منظم اقتصادی و اجتماعی برخورد و تماس پیدا کند . حقیقت ششم : فردی که واقعاً مسلمان است معتقد است که در اسلام محال است خداوند متعال امری را حرام کند که بدون آن زندگی بشری قوام نمی یابد. کما اینکه محال است کسی معتقد به اسلام باشد وبگوید از نظر اسلام امری پلید است و در عین حال برای بقاء و پیشرفت زندگی ضروری است . زیرا خدای منزه از نقص و نیاز همان خدای خالق این زندگی است ، و اوست که انسان را نماینده خود روی زمین ساخته ، و هم اوست که برای رشد و ترقی دادن زندگی انسانی وظایفی برای انسانها معلوم کرده است . خداوند خودش عنایت تام به این هدف دارد و انسانها را هم برای رسیدن به آن کمک و نصرت می نماید . خلاصه محال است یک فرد مسلمان تصور کند که در حرام های خود امری حرام وجود دارد که بدون آن زندگی و ترقی بشری قوام و تامین نمی یابد . نتیجه گیری : معاملاتی است که در اسلام شدیداللحن حرام شمرده است علت حرام شمردن آن توسعه تجارت ، خرید و فروش ، هنر و صنعت است . این جنبه از لحاظ اقتصادی است و اما از جنبه انسانی تحریم ربا ، حرمتگذاری به انسانها و توانایی های آنان و توجه به تلاش، ریسک پذیری ، خطرپذیری و . . . میباشد . صدقه بر خلاف ربا نشر رحمت و محبت و نظم و امنیت اجتماعی است . توجه داشته باشید که نباید ربا را با بیع، سود یا بهره اشتباه گرفت . در بیع معاملهای که کاری انجام می شود و ریسک و . . . دارد ، در سود مشارکت اقتصادی مطرح است ، در بهره وام بابت کارهای تولیدی پذیرفته می شود و همه اینها با ربا متفاوت است . در بانکداری اسلامی تدابیری اندیشیده شده که ربا را از آن حذف نموده است . بارزترین حقیقت در منفور بودن ربا در اسلام این است که ربا بلایی است که از لحاظ فکر و ایمان مسیر زندگی انسانها را تغییر میدهد و از جهت حیات اقتصادی مردم زندگی آنان را متوقف میسازد و سعادت افراد و اجتماعات را از میان بر می دارد . فهرست منابع : - عمید ، حسن ، فرهنگ عمید ، انتشارات امیر کبیر ، تهران ، 1360. - امام خمینی(ره) ، ترجمه عبدالکریم بی آزار شیرودی ، رساله نوین تحریرالوسیله جلد دوم ، مسائل اقتصادی ، انتشارات موسسه انجام کتاب. - شهید آیت ا. . . بهشتی ، ربا در اسلام ، نشر فرهنگ اسلامی . - اقبال قریشی ، انور ، ترجمه هدایتی ، سید علی اصغر ، نظام اقتصادی و اجتماعی در اسلام ، انتشارات موسسه عالی بانکداری ایران . - تفسیر امیرکبیر - موسوی اصفهانی ، دکتر سید جمال الدین ، پیامهای اقتصادی قرآن ، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی . - دکتر سبحانی ، حسن ، دغدغه ها و چشم اندازهای اقتصاد اسلامی ، انتشارات کتب علوم انسانی ، دانشگاه ها (سمت) ، چاپ 1380. - موسایی ، میثم ؛ تبیین و موضوع ربا از دیدگاه فقهی ، تهران ، موسسه تحقیقات پول و بانکی ، 1376. - ابراهیمی، محمدحسین ، ربا و قرض در اسلام ، قم ، 1372. - جمشیدی ، سعید ، بانکداری اسلامی ، انتشارات شکوه اندیشه ، 1379. - پاینده ، ابوالقاسم ، نهج الفصاحه ، حدیث 2231 ، سازمان انتشارات جاویدان ، 1360.
برچسبها: [ جمعه 08 مهر 1390 ] [ 07:13 ] [ xn--mgbuw8aq ]
|
خرداد 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 اردیبهشت 1393 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 | |
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||