وبلاگ رسمی علی ترکاشوند
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

                                                       فاطمه عباس زاده ـ فارس ( جهرم )

 

 

                                   

مراحل قيامت

 

نـكـتـه هـا

نكتة اول : آيا نفخ صور دو بار انجام مي گيرد يا بيشتر ؟

مشهور ميان علما دو مرتبه است . آيه نيز به اين مطلب اشاره دارد ، البته برخي از آيات سه نفخه يا حتي چهار نفخه دانسته اند ،

 نفخة اول : ( فزع ) « وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِي الأرْضِ ... . » ، ( نمل ، 27 / 87 ) : هنگامي كه در صور دميده مي شود همه موجودات در آسمان و زمين وحشت مي كنند .

نفخة دوم و سوم : مرگ و حيات § آيات مورد بحث :  نفخه صعق ؛ بيهوش شدن و مردن و ديگري را نفخه قيام معرفي مي كنند .

نفخة چهارم : نفخة جمع و حضور است .  § « إِنْ كَانَتْ إِلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ . » ، ( يس ، 36 / 53 ) 

البته حق اين است كه دو نفخه بيش نيست و مسئله فزع و وحشت مقدمه اي است براي مرگ جهانيان كه به دنبال نفخة اول مي آيد ، و نفخه جمع نيز به دنبال نفخة حيات مي باشد ؛ يعني دو نفخه اصلي است و دو نفخة ديگر به عنوان مقدمه و نتيجه براي اين دو نفخه است . ( تفسير نمونه ، ج 19 ، ص 8-537 )

نكتة دوم : آيا كساني كه بعد از دميدن صور اول مي ميرند ، وارد برزخ مي شوند ؟

شهيد مطهري در اين باره مي نويسد : « از نظر قرآن كريم هيچ كس در فاصله مرگ و قيامت كبرا در خاموشي و بي حسي فرو نمي رود يعني چنين نيست كه انسان پس از مردن در حال شبيه بيهوشي فرو رود و هيچ چيز را احساس نكند ، نه لذتي داشته باشد و نه المي ، نه سروري داشته باشد و نه اندوهي ، بلكه همه چيز را حس مي كند ، از چيزهايي لذت مي برد و از چيزهايي رنج . . . » ، ( جهان بینی اسلامی ، ص 497 )

    شهيد مطهري مي  گويد : « مجموعاً در حدود 15 آيه است كه در قرآن كريم به نحوي از انحاء يك جريان حياتي را ياد كرده است كه مي رساند انسان در فاصله بين مرگ و قيامت از يك حيات كامل برخوردار است . » در اين آيات از گفت و شنود ، احساس رنج و خوشي و روزي خوردن پس از مرگ و قبل از قيامت كبرا سخن مي گويد .

نكتة سوم :  چگونه « صدا »  باعث مرگ و زندگي مي شود ؟

موج انفجار گاه گوشها را كر و خانه ها را ويران مي كند و حتي انسانها را از جاي خود برداشته و به دور دست پرتاب مي كند جايي كه نمونه هاي كوچك امواج صوتي به وسيله انسان چنين اثراتي دارد ، آن انفجار عظيم الهي چه آثاري به بار خواهد آورد ؟  (تفسير نمونه ، ج 19 ، ص 540 )

مراحل قيامت :

الف) مرحلة اول : پايان دنيا كه حوادث آن عبارتند از :

1- نفخ صور : اين كلمة در قرآن متجاوز از ده مورد آمده است . ( تفسيرنمونه ، ج 19 ، ص 537 ) و همة موارد آن ناظر به پايان عالم دنيا و ظهور قيامت است . براي صور دو معنا ذكر شده است :

2. صور جمع صورت است و براين اساس گفته اند : خداوند همان طور كه در ارحام مادران اجزاي بدن را شكل و روح مي دهد ، در قبور نيز اجراي بدن را شكل داده ارواح را به بدن باز مي گرداند .

3- صور : به معناي شيپور يا شاخ ميان تهي . در مفردات راغب در معناي صور آمده است كه صور مانند شاخ حيوان است كه در آن دميده مي شود و خداوند سبحان آن را سببي براي بازگشت صورتها و ارواح به اجسامشان قرار داده است . ( ترجمه مفردات راغب اصفهاني ، ج 2 ، ص 432 )

   البته اين شيپور يك شيپور معمولي نيست . در روايتي از امام زين العابدين (ع) آمده است كه صور شاخ بزرگي است كه يك سر و دو طرف دارد و ميان طرف پايين كه در سمت زمين است تا طرف ديگر كه در آسمان است به اندازه فاصله اعماق زمين تا فراز آسمان هفتم است و در آن سوراخهايي به عدد ارواح خلايق مي باشد . ( تفسيرنمونه ، ج 19 ، ص 539 )

دميدن در صور ، هر حقيقتي كه داشته باشد ، دوبار محقق مي شود و لوازم نفخ اول با لوازم نفخ دوم متفاوت است . 

« وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِي الأرْضِ إِلا مَنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ . »  ، ( زمر ، 39 / 68 )

   بنابراين اولين حادثه نفخه صور در قرآن از آن به صيحه ياد مي شود « مَا يَنْظُرُونَ إِلا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ . » ، (يس ، 36 / 49 ) البته تعبير به صيحه هم براي نفخ صور اول و هم براي نفخ صور دوم آمده است .

نكتة چهارم : چگونه امواج صوتيِ صوراسرافيل تمام جهان را فرا مي گيرد با اينكه  مي دانيم امواج صوتي از دويست و چهل متر در ثانيه تجاوز نمي كند در حالي كه نور بيش از يك ميليون بار از آن سريعتر است ؟

دقت در روايات اين مسئله را روشن مي كند . پيامبر(ص) مي فرمايند : « صور شاخي است از نور كه در آن سوراخهايي به عدد ارواح بندگان است . »

مطر ح شدن مسئله نور روشن مي سازد كه اين فرياد عظيم از قبيل امواج صوتي ما نيست ، فريادي است با امواجي فوق العاده سريعتر از امواج نور كه زمين و آسمان را در فاصله اندكي طي مي كند . ( تفسيرنمونه ، ج19 ، ص 539 )

گروه مستثني شده چه كساني هستند ؟

« وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِي الأرْضِ إِلا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ . » ، ( نمل ، 27 ، / ٨٧  ) : همه اهل آسمانها و زمين جز آنها كه خداوند خواسته است مدهوش مي شوند .

الف) آنها جمعي از فرشتگان بزرگ خدا مانند جبرئيل ، ميكائيل و عزرائيل و اسرافيل هستند .

ب) گروهي ديگر حاملان عرش خدا را به دسته اول افزوده اند .

ج) و علامه مجلسي در بحارالانوار به استناد آية «  ... أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ . » ، ( آل عمران ، 3 / ١٦٩ ) شهدا را مستثني دانسته است . ( همان  ، ج 19 ، ص 540 )

د) علامه طباطبايي انبيا را مستثني دانسته است و استناد مي كند كه اولاً مرگ مخصوص چيزهاي دوبعدي است ؛ ثانياً زماني كه خداوند در صحراي محشر مي فرمايد : « ... لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ؟ » پاسخ «  لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ . » ، ( غافر ، 40 / ١٦ ) از طرف ارواح انبيا داده مي شود . ( تفسرالميزان )

البته اين روايات منافاتي با هم ندارد و از بعضي روايات فهميده مي شود كه گروه باقي مانده نيز مي ميرند.

نكتة پنجم : مرگ براي فرشتگان ، انبياء يا ارواح شهدا چگونه است ؟

شايد مراد از مرگ در مورد آنها جدا شدن پيوند روح از قالب مثالي است ، يا از كار افتادن فعاليت مستمر روح باشد . ( تفسير نمونه ، ج 19 ، ص 538 )

تغيير در ساختار و نظام جهان خلقت

همان طور كه گذشت ، پس از نفخ صور كه همة موجودات صاحب روح چه در دنيا و چه در برزخ  و چه در زمين و چه در آسمان به حالت صعق و بيهوشي مي افتند و مي ميرند ، حوادثي در عالم طبيعت رخ مي دهد و نظام كنوني عالم دگرگون مي شود . قرآن كريم وضعيت كوهها ، آسمانها ، درياها ، اختران و كواكب ، زمين ، خورشيد و ماه را در چنين مقطعي بيان مي كند . درباره نقش كوهها در زمين مي فرمايد :

« وَ الْجِبَالَ أَوْتَادًا . » ، ( نبأ ، 78 / 7 )

« ... وَ أَلْقَى فِي الأرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ ... . » ، ( لقمان ، 31 / 10 )

 اين كوههاي عظيم و شامخ كه نماد قدرت و استواري اند ، در هنگام ظهور قيامت با اضطراب و رانش شديدي از جاي خود كنده مي شوند و به حركت درمي آيند ؛ حركتي كه همچون حركت ابرها  در آسمان است .

« وَ إِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ . » ، ( مرسلات ، 77 / 10 )

« وَ تَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا . » ، ( طور ، 52 / 10 )

« وَ تَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ ... » ، ( نمل ، 27 / 88 )

 و شايد در همين هنگام است كه چونان پشم زده شده مي گردند و به سان ريگها روان مي شوند .

« وَ بُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا * فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا . » ، ( واقعه ، 56 /  5 – 6 )

« يَوْمَ تَرْجُفُ الأرْضُ وَ الْجِبَالُ وَ كَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَهِيلا . » ، ( مزمل ، 73 / 14 )

و از آيات ديگر استفاده مي شود كه همواري زمين ، پس از به حركت درآمدن كوهها و خرد شدن آنهاست ، به طوري كه با زايل شدن كوهها و برآمدگيها ، زمين آشكار و هموار گشته بي آنكه حجاب و حايلي در آن وجود داشته باشد .

« وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَ تَرَى الأرْضَ بَارِزَةً ... . » ، ( كهف ، 18 / 47 )

«  وَ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنْسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا . فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا . لا تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلا أَمْتًا . » ، ( طه ، 20 / 105 - 107 ) كوههاي راسخي كه هيچ نيرويي چون بادهاي سهمگين نمي توانست آن را تكان دهد ، در اثر حركت و كوبيده شدن به سرابي وهمي تبديل مي شوند كه هيچ نشاني از كوه بودن ندارند .

«  وَ سُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا . » ، ( نبأ ، 78 /  20 )

براساس آيات ديگر ، در روز قيامت زمين كشيده مي شود و به زمين ديگري تبديل مي گردد .

«  وَ إِذَا الأرْضُ مُدَّتْ * وَ أَلْقَتْ مَا فِيهَا وَ تَخَلَّتْ . » ، ( انشقاق ، 84 / 3 - 4 )

« يَوْمَ تُبَدَّلُ الأرْضُ غَيْرَ الأرْضِ وَ السَّمَاوَاتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ . » ، ( ابراهيم ، 14 / 48 )

ممكن است مراد آيه اين باشد كه نظام حاكم بر زمين قيامت غير از نظام كنوني بر زمين است ؛ علاوه بر اينكه زمين قيامت با زمين دنيا فرق دارد . شاهد اين معنا ، رواياتي است كه در آنها آمده است زمين قيامت زميني است كه هيچ معصيت و خطايي در آن واقع نشده است .

 عن الحسين بن علي (ع) : « تُبَدَّلُ الأرْضُ غَيْرَ الأرْضِ » يعني؛

« بارض لم يكتسب عليها الذنوب بارزة ليست عليها جبال ولا نبات كما دحاها اول مرة » ، ( اصول كافي ، ج 4 ، ص 102 )

چنان كه روشنايي زمين در قيامت با روشنايي آن در دنيا تفاوت دارد. اشراق زمين در دنيا با نور خورشيد ، يا كواكب ديگر است ، در حالي كه زمين قيامت به نور پروردگار روشن مي شود. زيرا قيامت ظرف فرو ريختن حجاب اسباب و ظهور كامل توحيد در ديده هاست.

«  وَ أَشْرَقَتِ الأرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ وُضِعَ الْكِتَابُ ... . » ، ( زمر ، 39 / ٦٩ )

«  إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ * وَ إِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ . » ، ( تکویر ، 81 / 1 ـ 3 ) آفتاب تيره شود و ستارگان فرو ريزند و كوهها به حركت در آيند.

« وَ تَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ . » ، ( قارعه ، 101 / ٥ ) كوهها همچون پشم حلاجي شده .

« يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ * يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَ تَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَ مَا هُمْ بِسُكَارَى وَ لَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ . » ، ( حج ، 22 / ٢ )

 

در نظام كهكشانها حركتها طوري تنظيم شده كه كرات آسماني به هم نمي خورند و اصطكاكي با هم ندارند مثلاً خورشيد برخوردي با ماه ندارد «  لا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ ... . » ، ( یس ، 36 / ٤٠ ) ولي در زماني كه بناست قيامت به پا شود اين نظام به هم خورده و خورشيد و ماه هر يك از مدار اصلي خود خارج و در يكجا جمع مي شوند « وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ . » ، ( قیامت ، 75 / ٩ )

استخراج نمونه ها :

سوره قارعه :

1- پراكنده شدن مردم      2- متلاشي شدن كوهها

سوره انشقاق :

 1- شكافته شدن آسمان   2- دگرگون شدن زمين   3- بيرون آمدن آنچه در دل زمين است .

سوره تكوير :

 1- تاريك شدن خورشيد  2- خاموش شدن ستارگان   3- روان شدن كوهها  4- شتران ، بچه ها را رها مي كنند .  5- وحوش گرد آورده مي شوند .  6- درياها جوشان مي شوند .

تفاوتهاي نظام دنيا و آخرت

از اين آيات چنين به نظر مي رسد كه با برچيده شدن عالم طبيعت ، نظام حاكم بر آخرت ، غير از نظام موجود در دنياست . آخرت مقصد عالم طبيعت است ، نه عين آن . از اين رو نه آسمان آخرت مانند آسمان دنياست ، و نه زمين آن مانند اين زمين ، نه بوستانهايش شباهتي به بوستانهاي دنيا دارد و نه آتشش به سان آتش دنياست ؛ هر چند كه بي ارتباط با يكديگر نيستند. زمين آخرت غير از زمين دنياست ، و براي دنيا زميني است نه مانند آنچه براي آخرت است . فهم ما از زمين  و ديگر موجودات عالم طبيعت اندك تواني براي فهم زمين و ديگر موجودات عالم آخرت در اختيار ما مي نهد . اما نبايد گمان كرد كه آخرت  همان دنياست كه دوباره تجديد بنا شده است . به همين خاطر آخرت و قوانين واحكام آن با دنيا و نظام قانونمند آن متفاوت است ؛ همان تفاوتي كه ميان موجودكامل و ناقص وجود دارد .

   پس مقصد ، عالم آخرت است و همه نظام هستي با طوع و رغبت به سوي اين مقصد رهسپارند . اما اين هدايت و بيان الهي براي آن است كه انسان نيز اين واقعيت را با همه لايه هاي وجودي خود به رسميت شناخته ، بدان ايمان آورد و با دستكاري كردن دستگاه معرفت و اخلاقي خويش در برابر اين واقعيت ايستادگي نكند . از اين رو با بر پا شدن قيامت ، در كنار حوادثي كه بر عالم طبيعت مي گذرد ، وضعيت آدمي نيز از جهات مختلف دگرگون مي شود.

نكتة ششم : حشر حيوانات چگونه است ؟

«  وَ مَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الأرْضِ وَ لا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ . »  ، ( انعام ، 6 / 38 )

  « هيچ جنبنده اي در زمين و هيچ پرنده اي كه با دو بال خود پرواز مي كند نيست مگر اينكه امتهايي همانند شما هستند . ما هيچ چيز را در اين كتاب فروگذار نكرديم ، سپس همگي به سوي پروردگارشان محشور مي شوند . » 

   ظاهر اين است كه ضمير « هِمْ » در « ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ » به انواع و اصناف جنبندگان و پرندگان برمي گردد ، بدين جهت قرآن براي آنان رستاخيز قائل شده است و بيشتر مفسران اين مطلب را پذيرفته اند . 

   شك نيست كه اولين شرط حساب و جزا ؛ عقل و شعور و به دنبال آن تكليف است و براي اين مطلب مداركي در دست است : ماجراي سليمان و مورچه و صحبتهاي مورچه ، ماجراي هدهد و سليمان ، زنبور عسل و لانه سازي و كبوترهاي نامه رسان . . .

   در روايات اسلامي احاديث متعددي در زمينه رستاخيز حيوانات آمده است : از ابوذر نقل شده كه در خدمت پيامبر (ص) بوديم ، دو بز به يكديگر شاخ مي زدند . پيامبر فرمود : مي دانيد چرا اينها به يكديگر شاخ مي زنند ، حاضران گفتند : نه . پيامبر(ص) فرمود : ولي خدا مي داند چرا ؟ و به زودي در ميان آنها داوري خواهد كرد. ( تفسيرنمونه ، ج 5 ، ص 220 الي 225 )

آيا حيوانات نيز تكليف دارند ؟

تكليف مراحلي دارد و هر مرحله ادراك و عقلي متناسب خود مي خواهد ، تكاليفي در قوانين اسلامي است كه بدون داشتن يك سطحي عالي از عقل ، انجام آن ممكن نيست ، اما مرحله پايين تري از تكليف كه مختصري از فهم و شعور براي آن كافي است ، ما نمي توانيم آن را در مورد حيوانات انكار كنيم . همان گونه كه نوجوان 14 ساله كه به سن بلوغ نرسيده اگر مرتكب قتل شود ( عمداً ) در حالي كه زيانهاي اين عمل را مي داند ، مجازاتهاي خفيف تري براي او در نظر گرفته مي شود .

   پس اگر آيه  « وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ . » ، ( تکویر ، 81 / 5 ) را به معناي حشر در قيامت بگيريم ( نه حشر و جمع به هنگام پايان اين دنيا ) يكي از دلايل نقلي اين بحث خواهد بود . (همان ، ج 5 ، ص 6 – 225 )

علامه طباطبايي نيز در تفسيرالميزان حشر حيوانات را طبق آيه فوق تأييد مي كند .

ب) مرحلة دوم :

1. نفخ صور دوم : نفخه حيات « ... ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ . »  ، ( زمر ، 39 / 68 )

2. زنده شدن همه انسانها .

امامان معصوم درباره زندگي برزخي مي فرمايند :

زندگي در برزخ « في صوره كصوريه » ، ( بحار ، ج 6 ، ص 244 ) است يعني در بدني همانند همين بدن دنيايي ، فراموش نكنيم بدني را كه در خواب با آن هجرت مي كنيم عيناً مثل همين بدني است كه در اينجا خوابيده يعني بدن سبك عيناً مانند بدن سنگين است . در حديث ديگر مي فرمايد : « في قالب كقالبه في الدنيا » ، ( اصول كافي ، ج 3 ، ص 245 ) زندگي در قالب و كالبدي است همانند همان قالب و بدن دنيايي او . و در حديث ديگر مي خوانيم : « كهيئة الاجساد » ، ( همان منبع ) زندگي در آن عالم در قالبي است همانند بدن دنيايي كه در اصطلاح به آن بدن قالب مثالي مي گويند.

بنابراين هم عذاب و فشار قبر و هم شادي ها همه با قالب مثالي و بدن سبك صورت مي گيرد و لذا اگر مرده اي را سوزاندند وخاكسترش را به باد دادند و اصلاً براي او قبري نبود و يا مرده اي را درنده اي خورد و يا به دريا انداختند باز هم فشار و عذاب يا شادي خواهد داشت چون لذت و شادي مربوط به روح است آن هم با بدن سبك و لطيف ، شما با اين بدن سنگين هر رفتاري بكنيد كاري به آن بدن سبك نخواهد داشت .

نكتة هفتم :  فاصلة ميان دو نفخه چه اندازه است ؟

از آنجا كه حرف عطف « ف » براي فاصله نزديك و « ثم » براي فاصله دور است استفاده مي شود كه فاصله اي وجود دارد اما در بعضي از روايات اين فاصله چهل سال ذكر شده است . [ البته معلوم نيست كه معيار آن سال دنيوي باشد يا اخروي ؟ ]

لازم به ذكر است كه هر دو نفخه ناگهاني و بدون هيچ مقدمه اي آغاز مي شود لذا بايد هر لحظه آماده چنان حادثة عظيمي باشيم . ( تفسيرنمونه ، ج 19 ، ص 543 )

3. نوراني شدن زمين : «  وَ أَشْرَقَتِ الأرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا ... . » ، ( زمر ، 39 / ٦٩ )

سه تفسير مهم درباره آيه فوق :

الف) منظور از نور رب ، حق و عدالت است كه خداوند زمين را به آن نوراني مي كند . ( علامه مجلسي و زمخشري )

ب) اشاره به نوري غير از ماه و خورشيد كه خداوند مخصوص آن روز مي آفريند .

ج) علامه طباطبايي : مراد از روشن شدن زمين به نور پروردگار كه از خصوصيات قيامت است همان انكشاف غطاء و كنار رفتن حجابها و پرده هاست و ظاهر شدن حقايق اشياء و اعمال انسانها از خيرو شر مي باشد. شاهد اين مطلب این آيه است  : « لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ . » ، ( ق ، 50 / 22 ) : « تو در اين موضع در غفلت بودي ، ما پرده را از كنار چشمت برداشتيم و امروز چشمت به خوبي مي بيند. »

درست است كه اشراق الهي در آن روز همه چيز را شامل مي شود ولي ذكر خصوص زمين در اين ميان به اين دليل است كه هدف اصلي بيان حال مردم روي زمين در آن روز است .  ( همان ، ج 19 ، ص 544 )

در كتاب به تفسير اول و سوم اشاره شده است .

4. برپا شدن دادگاه عدل الهي : به اعمال رسيدگي مي شود ، كتابي قرار داده مي شود كه در آن اعمال از كوچك و بزرگ ثبت است . «  ... لا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلا أَحْصَاهَا ... . » ، ( كهف ، 18/ 49 )

5. حضور پيامبران و امامان و گواهان : « وَ أَشْرَقَتِ الأرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ وُضِعَ الْكِتَابُ وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . » ، ( زمر ، 39 / ٦٩ )

علاوه بر شهادت پيامبران ، شهادتهاي ديگري نيز وجود دارد كه عبارتند از :

الف) شهادت فرشتگان الهي : «  وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ * كِرَامًا كَاتِبِينَ * يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ . » ، ( انفطار ، 82 / 10-12 )

آيا حيوانات نيز تكليف دارند ؟

تكليف مراحلي دارد و هر مرحله ادراك و عقلي متناسب خود مي خواهد ، تكاليفي در قوانين اسلامي است كه بدون داشتن يك سطحي عالي از عقل ، انجام آن ممكن نيست ، اما مرحله پايين تري از تكليف كه مختصري از فهم و شعور براي آن كافي است ، ما نمي توانيم آن را در مورد حيوانات انكار كنيم . همان گونه كه نوجوان 14 ساله كه به سن بلوغ نرسيده اگر مرتكب قتل شود ( عمداً ) در حالي كه زيانهاي اين عمل را مي داند ، مجازاتهاي خفيف تري براي او در نظر گرفته مي شود .

   پس اگر آيه  « وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ . » ، ( تکویر ، 81 / 5 ) را به معناي حشر در قيامت بگيريم ( نه حشر و جمع به هنگام پايان اين دنيا ) يكي از دلايل نقلي اين بحث خواهد بود . (همان ، ج 5 ، ص 6 – 225 )

علامه طباطبايي نيز در تفسيرالميزان حشر حيوانات را طبق آيه فوق تأييد مي كند .

ب) مرحلة دوم :

1. نفخ صور دوم : نفخه حيات « ... ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ . »  ، ( زمر ، 39 / 68 )

2. زنده شدن همه انسانها .

امامان معصوم درباره زندگي برزخي مي فرمايند :

زندگي در برزخ « في صوره كصوريه » ، ( بحار ، ج 6 ، ص 244 ) است يعني در بدني همانند همين بدن دنيايي ، فراموش نكنيم بدني را كه در خواب با آن هجرت مي كنيم عيناً مثل همين بدني است كه در اينجا خوابيده يعني بدن سبك عيناً مانند بدن سنگين است . در حديث ديگر مي فرمايد : « في قالب كقالبه في الدنيا » ، ( اصول كافي ، ج 3 ، ص 245 ) زندگي در قالب و كالبدي است همانند همان قالب و بدن دنيايي او . و در حديث ديگر مي خوانيم : « كهيئة الاجساد » ، ( همان منبع ) زندگي در آن عالم در قالبي است همانند بدن دنيايي كه در اصطلاح به آن بدن قالب مثالي مي گويند.

بنابراين هم عذاب و فشار قبر و هم شادي ها همه با قالب مثالي و بدن سبك صورت مي گيرد و لذا اگر مرده اي را سوزاندند وخاكسترش را به باد دادند و اصلاً براي او قبري نبود و يا مرده اي را درنده اي خورد و يا به دريا انداختند باز هم فشار و عذاب يا شادي خواهد داشت چون لذت و شادي مربوط به روح است آن هم با بدن سبك و لطيف ، شما با اين بدن سنگين هر رفتاري بكنيد كاري به آن بدن سبك نخواهد داشت .

نكتة هفتم :  فاصلة ميان دو نفخه چه اندازه است ؟

از آنجا كه حرف عطف « ف » براي فاصله نزديك و « ثم » براي فاصله دور است استفاده مي شود كه فاصله اي وجود دارد اما در بعضي از روايات اين فاصله چهل سال ذكر شده است . [ البته معلوم نيست كه معيار آن سال دنيوي باشد يا اخروي ؟ ]

لازم به ذكر است كه هر دو نفخه ناگهاني و بدون هيچ مقدمه اي آغاز مي شود لذا بايد هر لحظه آماده چنان حادثة عظيمي باشيم . ( تفسيرنمونه ، ج 19 ، ص 543 )

3. نوراني شدن زمين : «  وَ أَشْرَقَتِ الأرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا ... . » ، ( زمر ، 39 / ٦٩ )

سه تفسير مهم درباره آيه فوق :

الف) منظور از نور رب ، حق و عدالت است كه خداوند زمين را به آن نوراني مي كند . ( علامه مجلسي و زمخشري )

ب) اشاره به نوري غير از ماه و خورشيد كه خداوند مخصوص آن روز مي آفريند .

ج) علامه طباطبايي : مراد از روشن شدن زمين به نور پروردگار كه از خصوصيات قيامت است همان انكشاف غطاء و كنار رفتن حجابها و پرده هاست و ظاهر شدن حقايق اشياء و اعمال انسانها از خيرو شر مي باشد. شاهد اين مطلب این آيه است  : « لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ . » ، ( ق ، 50 / 22 ) : « تو در اين موضع در غفلت بودي ، ما پرده را از كنار چشمت برداشتيم و امروز چشمت به خوبي مي بيند. »

درست است كه اشراق الهي در آن روز همه چيز را شامل مي شود ولي ذكر خصوص زمين در اين ميان به اين دليل است كه هدف اصلي بيان حال مردم روي زمين در آن روز است .  ( همان ، ج 19 ، ص 544 )

در كتاب به تفسير اول و سوم اشاره شده است .

4. برپا شدن دادگاه عدل الهي : به اعمال رسيدگي مي شود ، كتابي قرار داده مي شود كه در آن اعمال از كوچك و بزرگ ثبت است . «  ... لا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلا أَحْصَاهَا ... . » ، ( كهف ، 18/ 49 )

5. حضور پيامبران و امامان و گواهان : « وَ أَشْرَقَتِ الأرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ وُضِعَ الْكِتَابُ وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . » ، ( زمر ، 39 / ٦٩ )

علاوه بر شهادت پيامبران ، شهادتهاي ديگري نيز وجود دارد كه عبارتند از :

الف) شهادت فرشتگان الهي : «  وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ * كِرَامًا كَاتِبِينَ * يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ . » ، ( انفطار ، 82 / 10-12 )

ب) اعضاي بدن انسان : « الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ . » ، ( یس ، 36 / ٦٥ )

نحوة شهادت دادن اعضاي بدن انسان : اولاً همانگونه كه خداوند هر چيزي را به سخن مي آورد قادر است اعضاي بدن را نيز به سخن آورد . زماني كه چيز پلاستيكي مثل نوار و cd حرف مي زنند حرف زدن اعضا چيز بعيدي نيست .

6. دادن نامة عمل : «  ... وُضِعَ الْكِتَابُ ... . » ، ( زمر ، 39 / ٦٩ )

نامه هاي ثبت شده در اين دنيا و جهان ديگر با هم متفاوتند . نامه هاي اين دنيا صرفاً گزارشي از عمل است . كه به صورت كلمات و نوشته درآمده است. اما نامه عمل انسان خود عمل و حقيقت آن را در بردارد و عمل انسان تجسم مي يابد ؛ پس نامه عمل انسان از نوع خود عمل ( عين عمل ) است .

يكي از تفاوتهاي اصلي دنيا با آخرت : در دنيا اعمال مختلف در زمانهاي مختلف ، با هم قابل جمع نيستند اما در آخرت همه با هم جمع و حاضر هستندو قابل مشاهده است .

نكتة هشتم : چگونه همه اعمال خود را در قيامت به ياد مي آوريم ؟

انسان دو گونه ضمير ( شعور ) دارد :

 1- ضمير خود آگاه ( شعور ظاهري )    2- ضمير ناخودآگاه (شعورباطني) §  مخزن تمامي اعمال .

تمام مسايلي كه در طول زندگي براي ما اتفاق افتاده از ذهن ما خارج نشده و فراموش كردن آن بدین دليل است كه آن مسايل به ناخودآگاه ذهن رفته و حتي گاهي اوقات ممكن است اين مسايل از ناخودآگاه ذهن به خودآگاه بيايد و آن مورد را به ياد آوريم . ( خواب مغناطيسي )

   در قيامت شعور باطني ( مخزن اعمال ) به اذن خداوند آشكار مي شود § منظور از خواندن نامه عمل به ياد آوردن است .

7. قضاوت بر معيار حق : اعمال ، افكار و نيتهاي انسان در ترازوي عدل الهي سنجيده مي شود . «  وَ نَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَ إِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَ كَفَى بِنَا حَاسِبِينَ . » ، ( انبیاء ، 21 / ٤٧ )

لغات آيه :

خردَل : نام گياهي كه دانه هاي بسيار ريز سياه دارد و در كوچكي ضرب المثل شده است. ( تفسير نور ، ج 7 ، ص 460 )

ميزان : به معناي وسيله سنجش ( سنجش هر چيز با وسيله متناسب با آن صورت مي پذيرد ) مثلاً درجه هوا با دماسنج ، اندازه گيري طول با متر ... بديهي است براي سنجش اعمال انسان از وسيله متناسب با آن استفاده مي شود . ( تفسير نور ، ج 7 ، ص 459 )

نكات آيه :

1. آيه بشارتي به نيكوكاران و هشداري به خلافكاران است . 

هشدار كه هر ذره حساب است در اينجا      ديوان حساب و كتاب است در اينجا ( فيض كاشاني)

2. هر عملي كه قابليت سنجش داشته باشد براي خود ميزاني خواهد داشت . ( الْمَوَازِينَ )

3. حساب خداوند بسيار دقيق است ( مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ )

4. اعمال ما در دنيا محو نمي شود و در قيامت با آن روبرو هستيم . ( أَتَيْنَا بِهَا )

5. خداوند هم قادر است ( أَتَيْنَا بِهَا ) هم عادل است ( الْقِسْطَ ) و هم حسابرس ( حَاسِبِينَ ) ، (همان ، ج 7 ، ص 60-459 )

نكتة نهم : اگر حساب خداوند اين قدر دقيق است پس ديگر عفو و كرم الهي چه جايگاه و توجيهي دارد؟

حسابرسي يك اصل است و لطف و بخشش اصلي ديگر كه هر كدام در جاي خود محفوظ است و منافاتي با هم ندارند .  ( همان ، ج 7 ، ص 460 ) در بعضي آيات آمده است كه خداوند ميزاني براي گروهي برپا نمي كند . « أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا . » ، ( کهف ، 18 / ١٠٥ )

آيا ميزان براي افراد خاصي خواهد بود ؟

خير ، ميزان براي همه اقامه مي شود ؛ اما از آنجا كه ميزان براي محاسبه اعمال است ، وقتي تبهكار چيزي در بساط ندارد كه ارائه كند و جهنمي بودنش قطعي است ديگر نيازي به برپايي ميزان نيست . (همان ، ج 7 ، ص 460 )

نتيجه گيري :

روشن شد كه قيامت در دو مرحلة كلي ؛ مرحله ممات و مرحله حيات صورت مي گيرد . كه مرحلة اول با دميدن در صور و مرگ همه موجودات و به دنبال آن انسانها وارد برزخ شده و ساختار آسمان و زمين دگرگون مي شود و بين فاصله اول و دوم ، فاصله اي طولاني است كه زمينة آمادگي در اين ساختار فراهم شود .

   مرحلة دوم كه با دميدن در صور آغاز مي شود و همةانسانها زنده مي شوند و زمين به نور پروردگار روشن مي شود كه نتيجه آن كنار رفتن همه پرده ها و حجابهاست و به دنبال آن دادگاه عدل الهي برپا مي شود و لازمة آن حضور پيامبران و گواهان و دادن نامه عمل و در نهايت قضاوت بر معيار حق و عدل است . معيار حق بودن قضاوت سنجش اعمال به واسطة ميزان مي باشد و عدل بودن اين معيار براين است كه تنها قاضي خداوند است .

منابع

1. قرآن كريم .

2. علامه مجلسی(ره) ، محمدباقر ، بحارالانوار ، موسسه الوفاء ، 1404 قمری ، 110 جلد ، بیروت .

3. بيدارفر ، محسن ، معجم المفهرس لالفاظ الآيات القرآن ، انتشارات : بيدار ، چاپ دوم .

4. ترجمه مفردات راغب اصفهاني ، مترجم : خسروي حسيني ، سيدغلامرضا ،  انتشارات : مرتضوي ، چاپ دوم ، 1374.

5. قرائتي ، محسن ، تفسيرنور ، انتشارات : مركز فرهنگي درسهايي از قرآن ، چاپ ششم ، 1383 .

6. قرائتي ، محسن ، معاد ، انتشارات در راه حق ، 1368 .

7. كليني ، اصول كافي ، ج 4 ، انتشارات : اسوه ، 1383 .

8 . مكارم شيرازي ، ناصر ، تفسيرنمونه ، انتشارات : دارالكتب الاسلاميه ، چاپ سيزدهم ، 1370 .

 

 


برچسب‌ها:
[ جمعه 08 مهر 1390 ] [ 07:07 ] [ xn--mgbuw8aq ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو مطالب
تیر 1394
خرداد 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 اردیبهشت 1393 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران